Mir hosein Mousavi

Sunday, September 05, 2004



با سلام ,


اين سايت به آدرس زير منتقل شده است.(خبرهاي جديد به روي سايت جديد گذاشته ميشود)




http://mousavi.8m.net


|

Tuesday, August 31, 2004


نظرسنجي مركز افكارسنجي دانشجويان ايران وابسته به جهاد دانشگاهي نشان مي‌دهد از ديدگاه 4/29 درصد شهروندان تهراني، مهندس ميرحسين موسوي بهترين گزينه براي انتخابات آينده‌ي رياست جمهوري است.
به گزارش ايسنا در اين نظرسنجي بعد از مير حسين موسوي, حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني با 4/26 درصد، دكتر احمدي‌نژاد با 8/6 درصد، دكتر توكلي با 7/4 درصد در مراحل بعدي قرار دارند.
بر اساس اين گزارش، هم‌چنين دكتر روحاني با 7/4 درصد، دكتر حدادعادل با 3/4 درصد، دكتر مهاجراني با 3 درصد، حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق‌نوري با 6/2 درصد در رتبه‌هاي بعدي براي احراز پست رياست جمهوري قرار دارند.
اين گزارش مي‌افزايد: 4/43 درصد پاسخگويان اين نظرسنجي ابراز كرده‌اند كه اخبار و اطلاعات مربوط به انتخابات رياست جمهوري ايران را پي‌گيري مي‌كنند و 6/56 درصد به اين پرسش پاسخ منفي داده‌اند.
نتايج ديگر اين نظرسنجي حاكي است كه 4/77 درصد از جامعه آماري اين نظرسنجي گفته‌اند كه تا كنون اسامي افرادي كه براي انتخابات آينده‌ي رياست جمهوري مطرح شده‌اند را نشنيده‌اند و فقط 6/22 درصد در اين زمينه نظر مثبت داشته‌اند.
بر همين مبنا از ميان كساني كه تا كنون در مورد اسامي افرادي كه براي انتخابات آينده‌ي رياست جمهوري مطرح شد‌اند چيزي شنيده‌اند، 6/24 درصد مهندس ميرحسين موسوي، 8/20 درصد حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني، 8/8 درصد دكتر لاريجاني، 7/7 درصد دكتر روحاني، 5/6 درصد دكتر ولايتي، 5 درصد دكتر توكلي، 8/4 درصد دكتر احمدي‌نژاد، 4/4 درصد دكتر حدادعادل و 4/17 درصد به سايرين اشاره كرده‌اند.
نتايج اين نظرسنجي حاكي از آن است كه 5/43 درصد پاسخگويان در حد زياد و بسيار زياد معتقدند كه انتخابات آينده‌ي رياست جمهوري مي‌تواند در حل مشكلات كشور تاثيرگذار باشد. بر اين اساس 6/18 درصد اين مورد را «نه زياد نه كم» و 9/37 درصد نيز اين مساله را كم و بسيار كم ارزيابي كرده‌اند.
گفتني است، اين نظرسنجي در تاريخ 28/5/1383 با موضوع «ديدگاه شهروندان تهراني درخصوص انتخابات رياست جمهوري» و از ميان 1123 نمونه و در ميان تمامي شهروندان بالاي 18 سال اجرا شده است.

ايسنا

بالا



|

Monday, August 30, 2004


دبيركل مجمع محققين و مدرسين حوزه‌ي علميه‌ي قم، بر حمايت تشكل مطبوعش از مهندس ميرحسين موسوي تاكيد كرد.حجت‌الاسلام و المسلمين حسين موسوي تبريزي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ضمن تاكيد بر شركت فعال حزب متبوعش در انتخابات آتي رياست جمهوري، تاكيد كرد: ما در انتخابات آتي از ميرحسين موسوي حمايت مي‌كنيم و در همين راستا اقدامات لازم را انجام خواهيم داد.



پيش كنگره‌ي حزب همبستگي 10 مهر ماه (در نيمه‌ي شعبان) براي مهيا كردن مقدمه‌ي برگزاري كنگره‌ي حزب در رشت با حضور دبيران شاخه‌هاي استان برگزار مي‌شود. زارع فومني مسوول كميته‌ي تشكيلات حزب همبستگي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با اعلام اين خبر اظهار داشت: كنگره‌ي اصلي حزب همبستگي چند روز بعد از اتمام ماه رمضان كه احتمالا 28 آبان ماه خواهد بود، در تهران برگزار مي‌شود.وي با بيان اين كه كانديداي اول حزب همبستگي مهندس ميرحسين موسوي است، اظهار داشت: در صورت عدم ورود ايشان به صحنه‌ي انتخابات، از طريق كنوانسيون عمل مي‌كنيم و طي فراخواني در استان‌هاي كشور از آنها مي‌خواهيم در مورد محبوبيت و مقبوليت افراد مطرح در اين صحنه نظرسنجي كنند كه در آن صورت ما كانديدايي حزبي خواهيم داشت.

بالا


|

Saturday, August 28, 2004


به گزارش ايسنا از كنفرانس مطبوعاتى خاتمى - 7 شهريور 83 وى با تاكيد بر حضور همگان در انتخابات رياست جمهوري، به شخصيت مهندس ميرحسين موسوي اشاره كرد و گفت:« جناب آقاي مهندس موسوي از چهره‌هاي برجسته‌ي انقلاب، مومن، وشن‌انديش، دلسوز براي ملت و مورد اعتماد مردم هستند. كسي كه در هشت سال جنگ تحميلي يا بيشتر از آن دوران نخست‌وزير بود و علي‌رغم مشكلاتي كه داشت توانست كشور را اداره كند و از افتخارات ما اين بود كه آن دوران كه در تحريم همه‌جانبه بوديم ومشكلات فراوان داشتيم، توانستيم هم جنگ را اداره كنيم و هم جامعه را پيش ببريم؛ گرچه صبوري و همراهي جامعه نيز مورد تقدير است. من معتقدم ملت ما اگر در كار حسن‌نيت ببينند، حاضر به فداكاري نيز هستند.»
همين طور در پايان اين كنفرانس افزود اگر افكار عمومي بخواهد، حتما با مهندس موسوي براي شركت در انتخابات رياست‌جمهوري مذاكره مي‌كند، خاطرنشان كرد: تا كنون دعوتي در اين زمينه نكرده‌ام و خود را دخالت نمي‌دهم.
وي افزود: اگر آقاي موسوي بيايند، نامزد شايسته‌اي هستند كه بنده نيز ايشان را مورد تاييد قرار مي‌دهم.
از رييس‌جمهور همچنين درباره‌ي حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني و حضور وي در انتخابات رياست جمهوري سوال شد.
خاتمي گفت: آقاي هاشمي رفسنجاني از شخصيت‌هاي برجسته‌ي انقلاب ماست. ايشان هشت سال در مسائل بازسازي زحمت كشيدند. آقاي مهندس موسوي و آقاي هاشمي هرجا كه باشند، عزيزان ما هستند.
بالا


|

Monday, August 16, 2004


مديرمسوول روزنامه‌ي ابتكار گفت: حضور ميرحسين موسوي در عرصه‌ي انتخابات رياست جمهوري، مشاركت گسترده‌ي ملت در عرصه را تضمين مي‌كند و انتخاب وي موجب مي‌شود جامعه از مشكلات فعلي تا حد زيادي فارغ شود.محمدعلي وكيلي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با اشاره به شرايط فعلي جامعه از لحاظ ابهام و گمانه‌زني‌هاي پنهاني، درباره‌ي كانديداهاي احتمالي انتخابات رياست جمهوري نهم افزود: به‌رغم اين‌كه كمتر از 10 ماه تا انتخابات رياست جمهوري باقي مانده است، كانديداها همچنان ترجيح مي‌دهند در هاله‌اي از ابهام و در حد گمانه‌ها مطرح باشند.و تمايل كانديداها براي حضور به صورت پنهان و نيمه پنهان در عرصه، بايد بررسي آسيب‌شناختي شودوي ابراز عقيده كرد: به نظر مي‌رسد به دليل اين‌كه اخلاق و اصول حاكم بر تبليغات در انتخابات گوناگون دچار چالش است، افرادي كه داراي صلاحيت لازم براي حضور در صحنه‌ي انتخابات هستند يا ترجيح مي‌دهند هيچ‌گاه به احساس تكليف براي حضور در عرصه نرسند و يا اگر احيانا تحت تاثير فضاي جامعه و فشار افكار عمومي حاضر مي‌شوند در عرصه حضور يابند مايلند تا دقيقه 90 از تيررس تخريب‌ها مصون بمانند.به گفته‌ي اين روزنامه‌نگار، از آن‌جا كه اين اعتماد و اطمينان در افراد توانمند وجود ندارد كه بتوانند به معناي واقعي از تمام توانايي و انرژي خود براي مشاركت در صحنه‌ي رقابت استفاده كنند و بتوانند تمام پتانسيل و توانمندي خود را عرضه كنند، از حضور در عرصه ممانعت مي‌كنند. از اين رو دستگاه‌هايي از جمله دستگاه‌هاي نظارتي بايد در جهت فراهم آوردن اين اعتماد تلاش كنند.مديرمسوول روزنامه‌ي ابتكار با تاكيد بر اين‌كه انتخابات رياست جمهوري از آنجا كه تامين‌كننده‌ي منافع ملي كشور است، نبايد قرباني منافع حزبي و گروهي شود، ادامه داد: اين انتخابات تفاوت ماهوي با انتخابات مجلس و شوراها دارد. لذا از آن‌جا كه جهت‌گيري كشور در آينده و نوع نگاه جهان به ايران و ميزان توانمندي كشور با ميزان مشاركت ملت در اين انتخابات سنجيده مي‌شود، بايد اهميت آن براي همگان كاملا روشن شود.وي ميرحسين موسوي را جزو سرمايه‌هاي ملي معرفي و اضافه كرد: موسوي اندوخته‌اي براي روزهاي حساس و بحراني به شمار مي‌رود. از اين رو نبايد به آن چوب حراج حزبي زد؛ چرا كه عملكرد وي در طول 25 سال پس از پيروزي انقلاب، چه در پست نخست‌وزير در طول 8 سال دفاع مقدس و چه در مقطعي كه از مصادر اجرايي دور بود، باعث شده امروز به عنوان يك چهره‌ي فراجناحي بر روي او حساب كنند.وكيلي اين امر را يك سرمايه‌ي بزرگ براي جامعه‌ي فعلي ايران دانست و خاطرنشان كرد: بايد اين مساله كه مهندس موسوي در طول 25 سال با حفظ محبوبيت خود تلاش كرده به عنوان يك چهره‌ي فراحزبي محفوظ بماند و به عنوان يك چهره‌ي اصول‌گراي ارزشي مورد توجه همه‌ي نيروهايي كه فارغ از تعلقات حزبي انجام وظيفه مي‌كنند باشد، قدر دانسته شود.وي معامله با موسوي را همانند معامله با منافع ملي و سرمايه‌ي ملي دانست و يادآور شد: همان‌طور كه اصل حاكم در ارتباط با سرمايه‌هاي ملي اين است كه نبايد چوب حراج حزبي بخورد و نبايد قرباني نگاه‌هاي قطبي و حزبي شود در ارتباط با مهندس موسوي نيز چنين است. انتخاب موسوي امروز راهكار برون‌رفت از مشكلات فعلي كشور و عامل مشاركت بالاي ملت در صحنه‌ي انتخابات است.مديرمسوول روزنامه‌ي ابتكار در پايان تاكيد كرد: با حضور ميرحسين موسوي در عرصه‌ي انتخابات، وفاق و آشتي ملي محقق خواهد شد، لذا همه‌ي جناح‌ها و گروهها بايد از موسوي بخواهند در عرصه‌ي انتخابات حاضر شود تا وي در شرايط فعلي از اما و اگرها بيرون آيد و به عنوان يك چهره‌ي فراقطبي در اين صحنه حضور يابد.

بالا


محسن ميردامادي معاون سابق دبيركل جبهه‌ي مشاركت و رييس جديد هيأت اجرايي اين حزب در حاشيه‌ي هفتمين كنگره سراسري جبهه مشاركت ايران اسلامي با مهم خواندن انتخابات رياست جمهوري آتي، تاكيد كرده بود كه براي مقابله با استراتژي جناح مقابل خود، مبني بر برگزاري انتخاباتي نظير انتخابات مجلس هفتم هم كه شده، حضوري كاملا فعال در عرصه انتخابات خواهند داشت و جهت برگزاري انتخاباتي قابل قبول خواهند كوشيد.
ميردامادي در اين زمينه و نيز در زمينه‌ي فاكتورهاي لازم براي تضمين حضور نخبگان در عرصه‌ي كانديداتوري انتخابات، موانع پيش‌روي يك دولت موفق و ... پاسخگوي سوالات خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) بوده است كه مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد.
سؤال: چه پيش‌شرط‌ها و فاكتورهايي بايد در عرصه‌ي عمومي و سياسي جامعه وجود داشته باشد تا نخبگان را به حضور در عرصه‌ي كانديداتوري ترغيب كند؟ چه موانع بازدارنده‌اي در اين عرصه وجود دارد؟
ميردامادي: همچنانكه حضور مردم در عرصه‌ي انتخابات در گرو آن است كه آنان آراءشان را منشأ اثر بدانند - به گونه‌اي كه باور كنند در سرنوشت خود و كشورشان موثر خواهند بود -؛ نخبگان و كانديداهاي خوش‌نام نيز بايد احساس كنند كه حضورشان در عرصه موجب رونق انتخابات شده و در صورت انتخاب شدن، در اداره‌ي كشور موثر خواهند بود. اين بحث در خصوص انتخابات رياست جمهوري بسيار جدي‌تر از ديگر انواع انتخابات است. به ويژه آنكه مسائل قابل تامل بسياري در دوره‌ي رياست جمهوري خاتمي، روي داده كه هر كانديدايي با حضور در عرصه، ناگزير از مواجهه با آنهاست.
دولت موفق نيازمند لوازمي است كه اگر مهيا نشود، عملا امكان موفقيت از دولت سلب مي‌شود، حتي اگر مقتدرترين و قوي‌ترين چهره‌ها به عنوان رييس دولت در راس آن قرار گيرد.
به عنوان مثال از جمله موانع پيش‌روي دولت؛ فقدان رسانه‌ي ملي و ابزار ارتباطي براي ارتباط دولت با مردم است. اگر رسانه‌ي ملي نه‌تنها در اختيار دولت نباشد بلكه بر عليه دولت، اقدامات و دستاوردهايش نيز تبليغ كند، يكي از پايه‌هاي مهم فعاليت و موفقيت دولت به شدت دچار صدمه خواهد شد.
مانع ديگر پيش روي دولت، فقدان ابزار اطلاعاتي و امنيتي است. دولت مسؤول تأمين امنيت ملت است كه بدون ابزارهاي لازم، اين مسئوليتش ابتر مي‌ماند و نمي‌تواند وظيفه‌اش در اين زمينه را انجام دهد.
پيش از اصلاح قانون اساسي، نيروهاي انتظامي در اختيار دولت بود و فرمانده‌اش را وزارت كشور تعيين مي‌كرد پس از اصلاحيه‌ي مذكور نيز به دليل ضرورت تأمين امنيت از سوي دولت، اين مقوله و اين ابزار مهم به دولت تفويض مي‌شد ولي در دوران خاتمي اين مساله با مشكلات جدي مواجه شد.
براي داشتن يك دولت موفق عملكرد ساير قوا و ارگان‌ها و نهادها در كنار دولت هم بسيار مهم است. عمل ارگان‌ها و نهادهاي يك نظام سياسي، مانند عمل يك ارگانيسم است. عملكرد موفق و مناسب يك ارگانيسم در گرو تعامل مثبت و سازنده آن ارگانيسم است. براي حكومت هم همين‌طور است. ولي شما ببينيد در كشور ما رابطه‌ي دو ارگان مهم مثل دستگاه قضايي و دولت چگونه بوده است. مثلا چنانچه دستگاه قضايي تا جايي پيش رود كه بخواهد تعيين كند چه قراردادهايي بايد منعقد شود يا نشود و يا در مسائل جزئي، برخوردهاي شديد با مديران داشته باشد، ديگر چيزي از مديريت در كشور باقي نمي‌ماند. مديريت موفق بايد در تصميم‌گيري جسارت داشته و ريسك‌پذير باشد، برخورد با مديران - حتي تعداد اندكي از آنها - آثار جبران‌ناپذيري را بر كل نظام اجرايي و مديريتي تحميل مي‌كند. با اين برخورد هم مديران ترجيح مي‌دهند به جاي اتخاذ تصميماتي كه ممكن است بعدها به علت آن تحت تعقيب قرار گيرند، تصميم‌گيري در مورد آن را مسكوت بگذارند و تصميمي نگيرند چون معمولا افراد را براي تصميم نگرفتن و انجام ندادن كاري مواخذه نمي‌كنند ولي براي كارهايي كه كرده‌اند با آن‌ها برخورد مي‌شود.
كساني كه معتقد به چنين برخوردهاي شديد و حذفي‌اي با مديران هستند، ممكن است بگويند كه اين نوع اظهارات حمايت از برخي اقدامات خطا و خلاف قانون مديران و مخالفت با اصلاح و وضع مديريت در كشور است. براي رفع اين شبهه، مطالعه‌ي تجربه كشورهايي كه ده‌ها يا چند قرن‌ سابقه‌ي كشورداري و حكومت موفق داشته‌اند آموزنده است. شما نمي‌بينيد كه دستگاه قضايي هيچ يك از اين كشورها همچون دستگاه قضايي ما عمل ‌كند و اينقدر با مديران برخورد شود در عين‌حال فساد اداري در اين كشورها به مراتب از آنچه كه در ايران وجود دارد، كمتر است و سلامت و كارآمدي كل حكومت آن ها به مراتب بيشتر است. يعني در مقايسه‌ي خودمان با كشورهاي دموكراتيك كاملا روشن است برخورد تقابلي و تضعيف مديريت‌ها باعث كاهش فساد اداري و افزايش كارآمدي نشده است.
مؤلفه‌ي ديگري كه به شدت در موفقيت دولت موثر است، اقتدار دولت در عرصه‌ي سياست خارجي است. اصولا عملكرد دولت در حوزه‌هاي داخلي و خارجي مكمل همديگر است و دولتي مي‌تواند شاهد موفقيت در عرصه‌ي خارجي باشد كه در عرصه‌ي داخلي نيز چهره‌اي موفق از خود به ارائه دهد. همچنانكه زماني مي‌توان در عرصه‌ي داخلي به بهبود معيشت مردم و توسعه اجتماعي دست يافت كه در عرصه‌ي بين‌المللي هم كشور و نظام از موفقيت و اعتبار خوبي برخوردار باشد و سطح قبولي از اعتماد متقابل بين ما و ديگران وجود داشته باشد تا بتوان سرمايه‌ي خارجي را جذب كرد و و سرمايه‌گذاران براي سرمايه‌گذاري احساس امنيت كنند.
تجربه‌ي جهاني گوياي آن است كه در دنياي امروز هيچ كشوري به تنهايي نمي‌تواند تمامي نيازهاي سرمايه‌گذاريش را پوشش دهد و حتي در كشورهاي ثروتمند يكي از سياست‌هاي مهم جذب سرمايه گذاري خارجي است. در كشور ما نيز تكيه بر سرمايه‌هاي داخلي براي رسيدن به رشد اقتصادي قابل قبول و ايجاد اشتغال و رفع معضل بيكاري كافي نخواهد بود و ما نيازمند سرمايه‌گذاري خارجي هستيم. طبيعتا بايد اين سرمايه‌گذاري در تعاملي مثبت و دوسويه صورت بگيرد تا علاوه بر جلب سود سرمايه‌گذار، به حل مشكل بيكاري در ايران نيز كمك كند.
حال آيا مي‌توانيم ادعا كنيم كه دولت در عرصه‌ي سياست خارجي نقش اصلي و تصميم‌گيرنده دارد؟
در شرايطي كه دولت بايد مهمترين نقش را در ارتقاء موقعيت بين‌المللي كشور، حل ابهامات، جلب نگاه مثبت جامعه‌ي جهاني، جلب سرمايه و توريست داشته باشد، متأسفانه دولت از نقش ضعيفي برخوردار است. دستگاههاي متعددي در بسياري از عرصه‌ها با مشكل‌آفريني بر سر راه دولت، عملا دولت را زمين‌گير كرده‌اند. به عنوان مثال مساله‌ي تكنولوژي هسته‌يي را ببينيد چه سرنوشتي پيدا كرده است.
تمامي مشكلات فوق‌الذكر اگرچه تا پيش از دوران خاتمي هم كم و بيش وجود داشتند ولي در دولت خاتمي، به شكل شفاف درآمدند و تعارض‌ها خيلي بيشتر خود را نشان داد.
بخشي از موانع پيش‌روي دولت، ساختاري است و بخشي هم به علت مخالفت‌ها و تقابل‌هاي پيش‌آمده، اختيارات دولت و كار آمد بودن را مورد تعرض قرار داده و مي‌دهد. شما همين مورد اخير را كه در رابطه با فرودگاه پيش آمده است ببينيد، دولت پس از سال‌ها ساخت فرودگاه را تمام كرده و مي‌خواهد آن را افتتاح كند آنوقت در مقابل هواپيماي مسافري كه مي‌خواهد فرود آيد در مقابل آن هواپيماي جنگي به پرواز در مي‌آورند و باند فرودگاه را مي‌ببندند كه كاش مرجعي محاسبه مي‌كرد كه اين تعطيلي فرودگاه تا امروز چقدر خسارت براي ما داشته است. يا بازي كه امروز بر سر نمايشگاه بين‌المللي درآورده‌اند كه به نظر من اگر با ماجراي فرودگاه برخورد مناسبي شده بود اين مساله هرگز پيش نمي‌آمد.
در چنين شرايطي كساني كه در خود توانايي اداره‌ي كشور را مي‌بينند و از سوابق روشني هم برخوردارند - كساني از قبيل مهندس موسوي - طبيعي است محاسبه كنند كه بر فرض حضور در عرصه و انتخاب شدنشان از سوي مردم، چگونه دولت آينده را به پيش برند كه دولت موفقي محسوب گردد؟ و با اين همه موانع كه بسيار بيش از آن است كه گفته شد، آيا اصولا مي‌توان يك دولت مقتدر و كارآمد داشت حتي به فرض آن‌كه قويترين مديران در راس آن باشند. به نظرم پاسخ به اين سوال كار مشكلي است.
البته موانع ياد شده نبايد سبب دلسردي نخبگان و احزاب از حضور در عرصه‌ي انتخابات شود و نبايد از انتخابات كنار كشيد. در برهه‌ي زماني كنوني كه انقلاب اسلامي ما پس از عبور از گردنه‌هايي مهم طي سالهاي گذشته در حال عبور از گردنه‌ي ديگري است، بايد تلاش كنيم تا راهكارهايي را براي حل موانع فوق بيابيم و به اين اميد در انتخابات حضور يابيم.
علي‌رغم همه‌ي مشكلاتي كه ذكر شد، به نظر من مهندس موسوي در اين برهه، بهترين كسي است كه مي‌تواند عهده‌دار نقش رياست جمهوري گردد و مطمئنا با مقبوليت عمومي‌اي كه دارد از پشتوانه‌ي مردم قوي و خوبي هم جهت رفع موانع برخوردار خواهد بود و بهتر از هر كس ديگري مي تواند آن مشكلات را حل و فصل كند.
موسوي به علت پاره‌اي خصوصيات كه منحصر در اوست، مي‌تواند رييس جمهور موفقي باشد. در شرايط كنوني نيز همه‌ي گروهها - حداقل در يك جناح سياسي - خواستار حضور موسوي هستند و در جناح مقابل نيز كم نيستند كساني كه نسبت به موسوي نظر مثبت دارند، يا حداقل نظر منفي‌اي ندارند، هر چند كساني هم در آن جناح هستند كه به دليل سوابقي كه دارند از هيچ اقدام تخريبي عليه وي فروگذار نخواهند كرد.
سؤال: اشاره كرديد كه بخشي از موانع پيش‌روي دولت ساختاري است. چه بخشي از اين موانع با حضور افرادي مقتدر، مرتفع مي‌شود؟ به عبارت ديگر ايراداتي مبني بر ضعف كابينه و يا حتي ضعف اقتدار رييس دولت، كه در نقد دولت خاتمي مطرح مي‌شود را چقدر وارد مي‌دانيد؟ چگونه مي‌توان اين موانع ساختاري و يا عملكردي را مرتفع كرد؟
ميردامادي: نقش تعيين‌كننده‌ي شخصيت افراد، غيرقابل ترديد است. به خصوص در دوره‌هاي بحراني و سخت تاريخ هر كشور نقش شخصيت‌ها مي‌تواند بيشتر تعيين كننده باشد. به عنوان مثال در دوران پس از جنگ جهاني دوم در اروپا مارشال دوگل در فرانسه و كنراد آدنائر در آلمان از جمله رهبراني بودند كه نقش تعيين كننده و مهمي را در تاريخ و سرنوشت كشور خود ايفا كردند و امروز جزو مفاخر اين كشورها به حساب مي‌آيند.
ولي اينكه بخواهيم همه‌چيز را در ايران به افراد - مثل رييس دولت - نسبت دهيم، كار درستي نيست. به ويژه آنكه اغلب منتقدان طي سالهاي گذشته، تمامي مشكلات و كاستي‌هاي دولت را متوجه شخصيت خاتمي دانسته و هيچ نقشي براي وي در پيروزي‌ها، موفقيت‌ها و دستاوردهاي دولت قائل نبوده‌اند.
به نظر من بسياري از موانع پيش‌روي دولت، ساختاري است. موانع غيرساختاري نيز بيش از اينكه متوجه افراد و ضعف قدرت آنها باشد، متوجه عملكرد برخي جريانها و گروههاي مخالف است كه به هر قيمتي مي‌خواهند، اهدافشان را دنبال كنند؛ حتي به قيمت كارشكني در مقابل دولت و هتك حيثيت نظام و كشور و سنگ‌اندازي بر سر راه انجام امور ضروري كشور و و مردم. كمااينكه در دولت خاتمي، اين اتفاق بارها و بارها روي داده است.
معتقدم كه با نگاهي ملي مي‌توان موانع ساختاري را مرتفع كرد يا كاهش داد و مثل مشكل عدم برخورداري دولت از رسانه‌ي ملي.
با نگاهي منطقي به قانون اساسي به نظر من اين قانون نگاهي انحصارگرايانه به اطلاع‌رساني نداشته و مخالفتي با تعدد ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني ندارد. البته به لحاظ مسائل فرهنگي و ارزشي، مي‌توان چارچوب‌هايي را براي چنين رسانه‌هايي تعريف كرد. ولي انحصاري كردن آن - به ويژه به علت آنكه رشد هر رسانه و دستگاهي در گرو وجود رقيب براي آنهاست - كار منطقي و عقلاني‌اي نيست.
اگر بنا بر حل اين مسأله باشد، مي‌توان با نگاهي منطقي و در راستاي منافع ملي به سمت تكثر ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني پيش رفت تا دولت، مجلس، دستگاه قضايي و حتي بخش خصوصي، از شبكه‌هايي مخصوص به خود برخوردار باشند. نه اينكه يك رسانه‌ي انحصاري داشته باشيم كه احيانا روزي بر له و روزي عليه يك نهاد - بسته به تطبيق سياست‌هاي آن نهاد با رسانه‌ي ملي - عمل و تبليغ كند.
سؤال: شكل‌گيري چنين نگاهي كه به قول شما نگاه منطقي و ملي‌ باشد، چگونه امكان‌پذير است؟
ميردامادي: اگر همچنان، روند گذشته‌ ادامه يابد - يعني تفاسير مختلف و متفاوت و بعضا متعارض از قانون اساسي كه ميثاق ملي ماست در دوره‌هاي مختلف مجلس شوراي اسلامي ارائه شود، به گونه‌اي كه به بي‌ثباتي و تزلزل قانون بيانجامد - نمي‌توان چشم‌انداز مثبتي را متصور شد. بايد نگاهي عاقلانه و منطقي به مسائل داشت. مثلا بايد محاسبه كرد كه آيا برگزاري انتخاباتي همچون انتخابات مجلس هفتم، در درازمدت سودمند و مثبت و يا به ضرر امنيت و منافع ملي و باعث سلب انگيزه و حضور مردم خواهد بود؟ آيا صلاح كشور است كه همين روند در انتخابات آتي رياست جمهوري نيز تكرار شود يا نه؟ آيا برگزاري انتخاباتي كم‌رونق و ايجاد ممانعت از حضور كانديداهايي كه مي‌توانند مردم و به فضاي انتخابات شور و نشاط ببخشند، در راستاي تأمين منافع ملي كشور است يا در جهت تضعيف منافع و اقتدار ملي و افزايش طمع بيگانگان نسبت به كشور است؟
در شرايطي كه كشور با مخاطرات و تهديدهاي جدي مواجه است، چاره‌اي جز تغيير اين نگاه‌ها براي حفظ كشور در مقابل اين مخاطرات نيست. شما به همين مساله‌ي هسته‌يي نگاه كنيد كه دارد ما را به سمت يك بحران به پيش مي برد. بنده فكر مي كنم اگر از لحاظ داخلي امروز ما شرايط مثل سال 76 و انتخابات آن سال را داشتيم هرگز از سوي قدرت‌هاي خارجي اينقدر تحت فشار قرار نمي‌گرفتيم و همانطور كه آن انتخابات مشكلات جدي بين‌المللي ما را حل كرد، چنين مشكلي هم به وجود نمي‌آمد ولي وقتي براي منافع محدودتر مسائل مهم‌تر را نمي‌بينيم و انتخابات 50 درصدي برگزار مي‌كنيم قدرت‌هاي خارجي هم فكر مي كنند الان وقت فشار آوردن و نتيجه گرفتن است. به نظر من امروز هم راه حل اصلي در مقابل فشارهاي خارجي داشتن انتخاباتي شبيه يا حداقل نزديك به انتخابات خرداد 76 است كه كار ساده‌اي هم نيست.
البته من معتقدم كه تصميم‌گيران طيف مقابل يكدست نيستند. كساني در ميان آنها كمتر منطقي به نظر مي‌رسند و كساني عقلاني‌تر تصميم‌گيري مي‌كنند و از قدرت درك مصالح كشور، برخوردارند. اگرچه ممكن است صرف نگاه خوش‌بينانه و اميدواري به تقويت نگاه عاقلانه در ميان آنها، ساده‌انديشي باشد ولي در عين‌حال نبايد به گونه‌اي تصور كرد كه هيچ راهي براي تاثيرگذار بودن و حضور مؤثر در عرصه وجود نخواهد داشت.
سؤال: در خلال سخنانتان به حمايت همه‌جانبه‌ي يك طيف از مهندس موسوي اشاره كرديد و اينكه در طيف مقابل هم، حداقل نگاه منفي‌اي نسبت به وي وجود ندارد. فارغ از هرگونه نگاه جناحي به مهندس موسوي كه يك شخصيت ملي است، به نظر شما چرا در قبال پيشنهاد كانديداتوري ايشان، شاهد برخي واكنش‌هاي انحرافي بوديم؟
ميردامادي: از طرح مباحث انحرافي در قبال پيشنهاد كانديداتوري موسوي و يا عدم اعلام حمايت از وي نبايد تعجب كرد و نبايد انتظاري غير از اين داشت.
مهندس موسوي از جمله چهره‌هاي بارز و مهم در دسته‌بندي سياسي دوران حضرت امام و زمان حضورش در عرصه‌ي سياسي بود. مخالفان او نيز امروز به همين دليل از او حمايت نمي‌كنند.
كساني‌كه امروز شعار عدالت اجتماعي و اقتصادي را سر مي‌دهند، هنگامي كه همين شعارها از جانب مهندس موسوي سر داده مي‌شد، با آن به شدت مخالفت مي‌كردند. و جريان راست سياسي، بازار و روحانيت متمايل به راست، از مخالفان سرسخت موسوي بودند. گردانندگان اصلي طيف محافظه‌كار امروز را افراد همين گروهها تشكيل مي‌دهند كه درگيري‌هايشان با موسوي در آن زمان به تغييراتي در دولت و يا در مواردي دخالت امام(ره) و حمايت ايشان از مهندس موسوي، منجر مي‌شد و اين حمايت‌ها براي مخالفان موسوي بسيار تلخ و گران بود.
به علت همين سوابق تاريخي است كه برخي نگاهي مثبت به موسوي ندارند. البته به نظر من همين نمونه مي‌تواند معيار مناسبي براي سنجش ميزان صداقت و پايبندي محافظه‌كاران به شعارهاي عدالت‌طلبانه‌اشان باشد.
اينكه محافظه‌كاران تاكنون كمتر دست به اقدام عملي عليه موسوي زده‌اند به دليل آن است كه اميدوارند او وارد عرصه نشود ولي مطمئنا چنانچه ورود او به عرصه انتخابات جدي‌تر شود، برخوردها و مانع‌تراشي‌هاي آنها بيشتر و راديكال‌تر خواهد شد.
سؤال: از جمله ويژگي‌هاي انتخابات صحيح آن است كه مردم به برنامه‌ها رأي دهند، نه به احزاب و چهره‌ها. به نظر شما در حال حاضر چقدر احزاب ما برنامه‌محور پيش مي‌روند؟
ميردامادي: برنامه‌محوري به شرطي در جامعه ظهور يافته و قوت مي‌يابد كه احزاب نيز قوت داشته باشند. در عملكرد حزبي كه ارائه برنامه بخشي از آن است، چهره‌ها كمتر تأثيرگذار خواهند بود و مردم بسته به عملكرد احزاب و برنامه‌هايشان به آنها رأي مي‌دهند.
به ميزاني كه در جامعه‌اي احزاب از قوت لازم برخوردار نباشند و به تبع آن برنامه‌محوري محقق نشده باشد، اجبارا شاهد شخص‌محوري خواهيم بود. همچنانكه عليرغم تاكيد خاتمي - به عنوان يك دولت‌مرد سياسي در رده‌ي بالاي حكومت - بر تحزب؛ بازهم شخص‌محوري در دوران مسووليت وي غالب بود و اين اجتناب‌ناپذير است.
برنامه‌محوري در يك پروسه‌ي تاريخي و به تدريج تقويت مي‌شود. طي اين مدت ماداميكه برنامه‌محوري وجه غالب نباشد، شخصيت‌ها و سوابق شخصي آن‌ها و نه برنامه حزبي، مورد توجه قرار مي‌گيرد.به عنوان مثال امروز كه مهندس موسوي به عنوان يك كانديدا مطرح شده است، اگر وي كانديدا شود، مردم بيش از آن‌كه به برنامه‌هاي او توجه كنند، تحت تاثير شخصيت وي خواهند بود.
سؤال: عليرغم اينكه به قول شما همچنان مردم به چهره‌ها رأي مي‌دهند و نه برنامه‌هايشان، چه مواردي بايد در برنامه‌هاي كانديداها و در نهايت رييس جمهور آينده لحاظ شود؟
ميردامادي: به طور كلي هرآنچه كه سبب جلوگيري از مفاسد اقتصادي و سياسي مي‌شود و به رشد و توسعه بيشتر و افزايش كارآمدي مي‌انجامد، بايد در دستور كار دولت آينده باشد. براي اين منظور تدوين هر برنامه‌اي مطمئنا بايد با تأكيد بر نقش مردم، دموكراسي و مردمسالاري و قانون‌گرايي باشد. چراكه حتي حل مشكلات اقتصادي نيز در گرو برخورداري از يك نظام دموكراتيك و نظارت و كنترل مردم در همه‌ي امور است.
يك نظام دموكراتيك مي‌تواند از مفاسد اقتصادي و رانت‌خواري جلوگيري كند. چون در اين نظام‌ها، خود مردم ناظر و مدافع حقوقشان هستند و سيستم را كنترل مي‌كنند. به اين ترتيب امكان شكل‌گيري شبكه‌هاي ارتباطي اطلاعاتي‌اي كه منجر به برخورداري از موقعيت‌هاي ويژه اقتصادي (مثلا در بازار بورس) مي‌شود، از ميان خواهد رفت و از بهره‌مندي غيرمتعارف كساني كه سبب محروميت غيرمتعارف كسان ديگري مي‌شود، ممانعت به عمل مي‌آيد.
از آنجا كه مديريت كارآمد در گرو حضور و نظارت و پرسشگري مردم است، تدوين هر راهكاري براي آينده بايد با تاكيد بر افزايش نقش مردم در عرصه نظارت و عرصه‌ي عمومي باشد تا آنها رغبت و انگيزه‌ي حضور پاي صندوق‌هاي رأي را بيابند و اين خود به تقويت پايه‌هاي دموكراسي در كشور خواهد انجاميد.
اگرچه هر حزب و گروهي بر اساس تفكرات و نگرش‌هاي خاص خود به ارائه برنامه براي رييس جمهور آينده خواهد پرداخت ولي مبناي عمل براي همه‌ي آنها بايد توجه به نقش مردم باشد. اصولا حكمراني خوب، كه امروزه مقوله‌اي است كه در همه ي محافل جهاني مورد بحث و توجه و هدف همه‌ي كشورهاست در صورت پذيرش نقش مردم و محقق نمودن حضور سامان يافته‌ و مستمر مردم در نظام تصميم‌سازي و تصميم‌گيري و قانون‌گرايي در كشور قابل تحقق است. البته قانون گرايي با بازي با قانون و سو استفاده از قانون كه برخي به آن عادت كرده‌اند متفاوت است.
بر اساس مطالعات انجام‌شده در بانك جهاني، چنانچه قانون‌گرايي در جامعه‌اي حاكم باشد، ميزان ارزش افزوده‌ي سرمايه‌گذاري 4 برابر كشوري خواهد بود كه فاقد قانون‌گرايي است. اين نتيجه، حاصل تجربه‌ي كشورهايي است كه سالها دموكراسي را تجربه كرده‌اند. ما نيز بايد در حكومت‌داري‌ به اين مسائل و واقعيت‌ها توجه كنيم. در غير اينصورت سرنوشت ما به سويي سوق خواهد يافت كه قضاوت مثبت تاريخ را در پي نخواهد داشت.
سؤال: در خلال سخنانتان به نقش كمرنگ دولت در عرصه‌ي سياست خارجي اشاره داشتيد. در مجلس ششم و نيز در مجلس هفتم هم بعضا گلايه‌هايي از عدم ارائه اطلاعات در زمينه انرژي هسته‌اي وجود دارد. چرا؟
ميردامادي: تكنولوژي هسته‌يي بحثي جدي در عرصه‌ي بين‌الملل و همچنين يك بحث ملي در عرصه‌ي داخلي
است كه به پروژه‌اي تعيين‌كننده در سرنوشت و آينده‌ي كشور بدل شده و هرگونه غفلتي در اين زمينه، تبعات سنگيني را به بار خواهد آورد.
هرچه مردم در زمينه‌ي تكنولوژي هسته‌يي بيشتر مطلع باشند و نهادهاي مختلف حكومتي اعم از مجلس و دولت بيشتر در تصميم‌گيري‌هاي اين موضوع دخيل و مؤثر باشند، سير امور و پرهيز از آسيب‌پذيري‌ها و بهره‌برداري از اين دانش معقول‌تر و منطقي‌تر خواهد بود. در عوض هرچه اين مسأله از نگاه مردم و نهادهاي مختلف، دور نگه داشته شود، حلقه‌ي تصميم‌گيري در مورد آن محدود، تنگ و منحصر به تعداد بسيار معدودي شود. اگر مشكلي بروز يابد صرفا به نام همين بخش نوشته مي‌شود و حل آن نيز مشكل‌تر مي‌شود.
با توجه به اين‌كه ما به واقع بر استفاده صلح‌آميز از انرژي هسته‌اي تأكيد داريم، چه چيزي از اين استفاده صلح‌آميز غيرقابل گفتن است؟ اينكه رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس كشور، يكسال پس از البرادعي و كارشناسان سازمان ملل موفق به بازديد از مراكز هسته‌يي اراك و نطنز شود، نقص بزرگ و تأسف برانگيزي است. من اولين نماينده‌ي مجلس - طي تمامي دوره‌هاي آن - بودم به همراه تعداد ديگري از نمايندگان مجلس كه از اين مركز بازديد كرديم. در دولت هم به نظرم وضع به همين ترتيب است.
سوالات نمايندگان مجلس هفتم نيز گوياي بي‌اطلاعي آنان از جريان مسائل هسته‌يي ايران است. اين بي‌اطلاعي به هيچ‌وجه به سود كشور نيست.
در خصوص نحوه‌ي مذاكرات ايران با نمايندگان سه دولت اروپايي و نمايندگان آژانس هسته‌اي هم بايد بگويم كه اگرچه در مباحث ديپلماتيك و مذاكرات بين دول، مطالبي ممكن است طرح شود كه انتشار آن در مقطعي لازم نباشد و يا حتي انتشار عمومي آن براي مدتي مضر تلقي شود؛ ولي بخش غيرقابل انتشار اين مذاكرات بسيار محدود و نادر است و بهتر است اين مذاكرات به اطلاع مردم و نمايندگان آنها برسد.
من به مخفي كردن اطلاعات هسته‌يي و شرح مذاكرات، منتقدم و آن را به هيچ‌وجه به نفع مردم و نظام و جايگاه آن در عرصه‌ي بين‌الملل نمي‌دانم به خصوص كه نوع اين اطلاعات همه در اختيار خارجي‌هاست و فقط مردم خودمان از آن بي‌اطلاع هستند. به هر حال بحث انرژي هسته‌يي امروز بحث مهمي در كشور است و نگاهها و فشارهاي بين‌المللي در اين زمينه روز به روز بيشتر مي‌شود كه به نظر من در چنين شرايطي ضرورت عملكرد شفاف و ارائه اطلاعات صحيح به مردم بيشتر از شرايط عادي هم هست.

بالا


عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي معتقد است: مهندس موسوي بايد با عقلانيت معطوف به ارزش وارد عرصه شود.حميدرضا جلايي‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با اعتقاد به اينكه به علت وجود موانع متعدد، با محاسبه‌ي هزينه‌ - فايده، در عرصه‌ي موجود، نتيجه‌اي جز عدم حضور در عرصه كسب نخواهد شد، از مهندس موسوي خواست تا پا به ميدان نهد و افزود: او را حذف نخواهند كرد و او نيز با حضور مي‌تواند به گونه‌اي خدمت كند. همچنان كه كرباسچي و خاتمي، حجاريان و نوري نيز به گونه‌اي خدمت كردند.وي با تاكيد بر اينكه هيچ‌كس از موسوي توقع معجزه ندارد، يادآور شد: انتظاري كه از موسوي مي‌رود اين است كه با حضور در عرصه، اصلاحات را به پيش برد.جلايي‌پور كه حمايت تمامي گروههاي دوم خردادي از مهندس موسوي را ابتكاري ارزنده عنوان ‌كرد، ادامه داد: در روحيه‌ي موسوي، مبارزه با رانت‌خواري و مبارزه با تخريب مديريت كشور نهادينه شده است، از اين‌رو حضور وي در عرصه مفيد خواهد بود.اين فعال سياسي درباره‌ي واكنش‌هاي انحرافي‌اي كه نسبت به كانديداتوري مهندس موسوي صورت گرفته است، گفت: آنان كه خواهان حكومت يكپارچه با حذف كامل اصلاح‌طلبان هستند، مي‌دانند كه با حضور مهندس موسوي در عرصه‌ي كانديداتوري، مشاركت بالا رفته و او انتخاب خواهد شد. از اين‌رو و همچنين به علت نگاه دو مرتبه‌اي آنان به شهروندان (خودي و غيرخودي) و از آنجا كه حاكميت را تنها براي خود مي‌خواهند، نسبت به حضور موسوي در عرصه، واكنش منفي بروز مي‌دهند.به اعتقاد اين عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت دو گرايش براي انتخابات رياست جمهوري آينده در حال فعاليت‌اند. نخست گرايشي كه از پيش از انتخابات مجلس هفتم و در زمان انتخابات شوراها، فعاليت خود را آغاز كرده و پيروزي خود را منوط به مشاركت اندك مردم و حذف كانديداها مي‌بيند و معتقد است كه با ادامه‌ي اين روند به اهداف خود كه متمركز كردن حكومت در دستان خودشان است، دست خواهد يافت. گرايش دوم، اصلاح‌طلبان هستند كه تصور مي‌شد با حذف آنها از عرصه‌ي حكومت، منحل خواهند شد ولي اينطور نشد.وي با اشاره به اينكه گرايش دوم، انتخابات را يك فرصت تلقي مي‌كند، يادآور شد: اين گرايش (اصلاح‌طلبان) نگاهي مايوسانه به انتخابات ندارند، همچنانكه بر چهره‌اي وفاق كرده‌اند كه محافظه‌كاران توان حذفش را ندارند.جلايي‌پور در پاسخ به اينكه "چه پيش‌نيازهايي در جامعه براي حضور نخبگان در عرصه‌ي كانديداتوري لازم و ضروري است و چه مشكلاتي وجود دارد؟" گفت: مشكلات اين عرصه، كماكان همان مشكلات گذشته هستند. همچنانكه گويا دولت در ايران، فاقد رسانه و نيروي انتظامي است و دستگاههاي موازي بسياري بر سر راه دولت سنگ‌اندازي كرده و مي‌كنند و دستگاه قضايي نيز به بهانه‌هاي مختلف براي تمامي دستگاههاي دولتي مي‌تواند مشكل بيافريند.اين جامعه‌شناس، با اعتقاد بر اينكه نياز امروز جمهوري اسلامي همچنان اصلاحات و اصلاح‌طلبي است، رفع اين نياز را كار مشكلي دانست كه دستيابي به آن فعلا از مجراي شركت و حضور در عرصه‌ي انتخابات ممكن است.عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت همچنين در پاسخ به اينكه “ احزاب چقدر برنامه‌محور و يا شخص‌محور در عرصه‌ي انتخابات حضور مي‌يابند“، افزود: بايد توجه داشت كه ما هنوز در مرحله‌ي پيشادموكراسي به سر مي‌بريم. چنانچه در اين مرحله نبوديم در انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري آينده مي‌توانست نظام رقابتي حزبي شكل گيرد ولي از آنجا كه محافظه‌كاران تاكنون اجازه نداده‌اند كه ايران وارد چالش‌هاي پس از دموكراسي شود، همچنان در چالش‌هاي پيشادموكراسي به سر مي‌بريم. اين موضوع در تمامي انتخابات صورت‌گرفته مشهود است. نظام رقابتي در ايران حزبي نيست چراكه پيش از انتخابات مجلس هفتم تشكلي بي‌نام و نشان، ناگهان تابلو زد و با حذف ديگران وارد مجلس شد و پس از آن تابلوي خود را نيز برداشت.وي ادامه داد: به همين دليل است كه با طرح مهندس موسوي از يكسو محافظه‌كاران به مشكل مي‌افتند و از سوي ديگر موسوي نيز براي اداره‌ي رياست جمهوري‌اي با عزت و افتخار، با موانع بسيار روبروست. جلايي‌پور اظهار اميدواري كرد كه موسوي با حضور در عرصه‌ي انتخابات به طي شدن اين حالت گذار كمك كند و با نهادينه كردن دموكراسي، حالت عجيب و غريب در كشور همچون برافراشتن تابلوي پيش از انتخابات و پايين كشيدن آن پس از انتخابات، از ميان برود.اين جامعه‌شناس از ديگر علائم پيشادموكراسي را نوع برخورد با انرژي اتمي در ايران دانست و افزود: اگر مرحله‌ي پيشادموكراسي را طي كرده بوديم مي‌توانستيم همچون ژاپن با قدرت از برخورداري‌مان از انرژي هسته‌يي دفاع كنيم ولي از آنجا كه همچنان در مرحله‌ي پيشادموكراسي به سر مي‌بريم و با پاره‌اي مشكلات داخلي مواجه هستيم، در خارج نيز براي برخورداري از انرژي هسته‌يي مشكلاتي داريم.جلايي‌پور از اينكه محافظه‌كاران به جاي كمك به طي كردن مرحله‌ي پيشادموكراسي، خواهان آن هستند كه به جاي راه ژاپن، راه كره‌ي شمالي را در پيش بگيريم، اظهار تاسف كرد و ادامه داد: با حذف انتخابات استصوابي و حذفي مي‌توانيم از مرحله‌ي پيشادموكراسي عبور كرده و با عملكردي شفاف، اعتماد دنيا را به خود جلب كنيم و از انرژي هسته‌يي برخوردار شويم.اين عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت با بيان اينكه حزب متبوعش با برنامه وارد مجلس ششم شده و قصد داشته كه با برنامه، به مجلس هفتم راه يابد، گفت: با حذف كانديداهاي جبهه‌ي مشاركت از اقدامات برنامه‌محور احزاب ممانعت به عمل آمد.وي با بيان اينكه در چنين شرايطي كه اجازه‌ي برنامه‌محوري به احزاب داده نمي‌شود، گرايشات سياسي پشت شخصيت‌ها قرار مي‌گيرند، اضافه كرد: بدين ترتيب مردم به شخصيت‌ها و برنامه‌هايشان راي مي‌دهند نه به برنامه‌هاي احزاب.جلايي‌پور كه مهمترين برنامه‌ي كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري را اصلاح جمهوري اسلامي مي‌داند، خاطرنشان كرد: از آنجا كه جامعه‌ي ايران جامعه‌اي دولتي است (به اين معني كه از هر دو نفر نيروي فعال در جامعه، يك نفر از بخش حكومتي حقوق مي‌گيرد) چنانچه حكومت اصلاح شود، جامعه نيز اصلاح خواهد شد.

بالا


دبير كل مجمع ادوار نمايندگان ادوار مجلس شوراي اسلامي ، گفت : جرياني كه محدودنگر است ، فكر مي‌‏كند با رفتارهايي كه نتايج كوتاه مدت سياسي برايش به‌‏همراه دارد ، با حذف ديگران ميتواند به ادامه حكومت اميدوار باشد .يدالله اسلامي در گفت‌‏وگو با خبرنگار سياسي "ايلنا" ، گفت : جلسه شوراي مركزي مجمع ادوار نمايندگان ادوار مجلس شوراي اسلامي پيرامون مسائل رياست جمهوري , تحولات داخلي و بين المللي برگزار خواهد ‏شد .وي تصريح كرد : مجموعه دوستان ما نگاه مثبتي به حضور ميرحسين موسوي در انتخابات رياست جمهوري دارند ، هرچند برگزاري يك انتخابات آزاد ، مقدم بر افراد است و اعتقاد داريم تضمين برگزاري يك انتخابات آزاد مي‌‏تواند امنيت و اقتدار ملي ما را تضمين كند .وي خاطر نشان كرد : ما فشارهاي بين المللي را از عوارض رفتارهايي مي‌‏دانيم كه مردم را از حضور در صحنه دلسرد كرده است ، عده‌‏اي با برنامه‌‏ريزي‌‏هاي غلط فكر كردند مجلس يكدست و غير انتخاباتي تضمين كننده امنيت ملي است كه ما عوارض آن را در سطح داخلي و بين‌‏المللي مشاهده كرديم. ملت ما امروز تحمل اين رفتار را نخواهد داشت و اين به نظام و وحدت سرزمين كشور آسيب خواهد رساند .اسلامي تاكيد كرد : اينكه عده‌‏اي مي‌‏گويند قداست ميرحسين موسوي با حضورش در صحنه از بين خواهد رفت ، درست نيست . او بايد قداست و اعتبار خود را در جاي ضروري خرج نجات كشور نمايد . كسب كردن قداست تنها ذخيره‌‏اي براي آخرت نيست .وي تصريح كرد : شوراي نگهبان نمي‌‏تواند مهندس موسوي را رد صلاحيت كند ، زيرا قدرت پرداخت چنين هزينه‌‏اي را ندارد .
ايلنا

بالا




ولي‌‏الله شجاع‌‏پوريان در گفت و گو با خبرنگار پارلماني" ايلنا" با بيان اين كه؛ انتخابات آينده رياست جمهوري از منظري متفاوت براي هر دو جناح سياسي كشور اهميتي حياتي يافته است، گفت: جناح راست به دنبال تكميل حلقه قدرت و فتح آخرين سنگر از قواي سه گانه و دست‌‏يابي به ايده يك دست كردن حاكميت است، جناح چپ نيز به خوبي مي‌‏داند در صورت واگذاري نتيجه اين انتخابات, شايد براي هميشه, دست كم در قواره يك جناح فكري و سياسي با نظام جمهوري اسلامي وداع كند. دليل آن نيز بخوبي روشن است, چرا كه آنان در زماني كه هر دو قوه مجريه و مقننه را در اختيار داشتند و مجري انتخابات نيز وزير دولت اصلاحات بوده است.شجاع‌‏پوريان ادامه داد: اكثريت اصلاح‌‏طلبان در يك رفتار غيردموكراتيك و با دستاويز نظارت مطلقه استصوابي، عمدتا از رقابت هاي انتخاباتي كنار گذاشته شده اند, پس چگونه مي‌‏توانند انتظار داشته باشند با وجود مجلسي همفكر با شوراي نگهبان- كه بارها دبير محترم آن شورا, آن را ستود-, مجالي براي حضور مجدد اصلاح‌‏طلبان در عرصه انتخابات يا نتيجه گيري از آن فراهم شود؟وي افزود: وجود چنين شرايطي است كه زنگ انتخابات سال آينده رياست جمهوري را زود هنگام به صدا درآورده است. در اين ميان نكته قابل تامل و البته قابل درك؛ بي حوصلگي تمام و عصبانيت كامل جناح محافظه كار در برابر خواست مكرر گروه هاي اصلاح طلب از مهندس ميرحسين موسوي براي حضور در عرصه انتخابات است كه اين را بايد به معني دل بستن اين جناح به برگزاري انتخابات از نسخ انتخابات مجلس هفتم دانست كه به سهولت دست يافتن به قوه مقننه, بتوانند قوه مجريه را نيز از آن خود كنند. شجاع‌‏پوريان ادامه داد: اما ترديدي نيست كه حضور مهندس موسوي در رقابت انتخابات رياست جمهوري, به دلايلي از جمله وارستگي و پاكيزگي, پيشينه فعاليت روشنفكري و انقلاب, برخورداري از تجربه تشكيلاتي, مديريت كارآمد و موفق در دشوارترين برهه انقلاب, جنگ تحميلي و سابقه روشن برخورداري از پشتيباني و اعتماد كم نظير امام, به معناي روشن نشدن پيشاپيش تكليف انتخابات است.عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: از اين رو طبيعي است كه؛ جناح راست تمامي شيوه ها و شگردهاي خود را براي ناكام و بي فرجام كردن پروژه دعوت از موسوي به كار بندد و اگر تاكنون نيز در دست يازيدن به برخي از اقدامات تخريبي، خويشتنداري نشان داده اند، با توجه به سابقه ذهني از مهندس موسوي و روحيه امتناع ورزي او, هنوز از حضور وي در انتخابات مطمئن نيستند و منطقي است كه براي يك امري كه از وقوعش مطمئن نيستند، هزينه‌‏اي نپردازند.نماينده بهبهان در مجلس با بيان اين نكته كه؛ در سطح نخبگان و افكار عمومي جامعه همچنان در زمينه حضور مهندس موسوي پرسش ها و ترديدهاي جدي وجود دارد، در پاسخ به اين سوال كه آيا حمايت گروه هاي دوم خردادي از ايشان از سر اعتقاد است يا به مثابه يك تاكتيك مي‌‏باشد و آيا ميان ديدگاه هاي او و اصلاح طلبان تناسب و همسويي لازم و كافي كه بتواند دست مايه وفاق باشد وجود دارد؟ گفت: طبيعي است كه بعضا برخي تفكرات مهندس موسوي به عنوان يك صاحب نظر و انديشمند غيرحزبي با گروههايي از دوم خرداد تفاوت دارد و همچنين روشن است كه همسويي همه اصلاح طلبان با ديدگاه هاي او يكسان نباشد, ولي هيچ كس با وجود همه بحث ها و گفت‌‏ و گوهايي كه درباره ديدگاههاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي موسوي مطرح است, در تعلق بي چون و چراي او به اردوگاه فكري اصلاح طلبان امروز و چپ هاي ديروز ترديد ندارد.عضو فراكسيون اصلاح‌‏طلب مجلس با بيان اين كه؛ موسوي حتي در دوران سخت و پرمحنت جنگ، كه از حمايت بي دريغ امام برخوردار بوده است نيز هيچ گاه مورد پذيرش داوطلبانه جناح راست نبوده است, گفت: موسوي بي ترديد يك شخصيت روشنفكر و اصلاح طلب است كه در دوره عزلت و سكوت خود, هراز گاهي لب به سخن مي گشود, نمايي از ديدگاه هاي اصلاح طلبان و روشنفكرانه خود را بروز مي داد. وي بيان واژه" تعطيلي فله اي مطبوعات" پس از توقيف همزمان چندين نشريه از سوي ايشان و يا اعتراض او به رد صلاحيت هاي گسترده در انتخابات مجلس هفتم را ستودني توصيف كرد و گفت: درعين حال طبيعي است؛ همه گروه هاي دوم خردادي از مهندس موسوي انتظار ندارند كه كاملاٌ مانند آنها فكر كند ولي راديكالترين آنها با توجه به شناختي كه از او دارند به خوبي مي دانند در عرصه فعاليت هاي سياسي و حزبي خود از حمايت او برخوردار و حقوق مدني و شهروندي آنان در دوره وي محترم شمرده خواهد شد كه اين كمترين و البته بدبينانه‌‏ترين برداشتي است كه تمام اصلاح طلبان را بدون سهم خواهي در كنار مهندس موسوي گرد خواهد آورد.شجاع‌‏پوريان افزود: سوال ديگري كه ترديد بيشتري را پيرامون موسوي بر مي انگيزد رويكرد و مشي اقتصادي اوست. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا حضور او به معناي دوره رجعت به اقتصاد دولتي است و يا مدل كوپينيسم در كشور مجدداٌ اعمال خواهد شد؟ گفت: پاسخ صحيح به اين دغدغه تا حدود زيايد به درك موقعيت تاريخي نخست وزيري مهندس موسوي بر مي‌‏گردد. او در زماني اداره كشور را به عهده داشت كه شرايط ويژه جنگ الزامات خاصي را بر كشور ديكته مي‌‏كرد و متاثر از راه حل هاي مشاوران اقتصادي خود گريزي از اين شيوه نداشت.عضو اصلاح‌‏طلب مجلس هفتم ادامه داد: علاوه بر آن فضاي دوران اوايل انقلاب؛ نگاه اقتصاد دولتي و تقبيح اقتصاد آزاد و رقابتي و سرمايه داري را در غالب سياست گذاران كشور بوجود آورده بود و اين ديدگاه حتي در تصويب قانون اساسي سايه افكن بود كه پس از جنگ و ضرورت بازسازي كشور در اصول اقتصادي آن قانون، تجديد نظرهاي اساسي صورت گرفت و طبيعي است كه با تجربه اجراي چند برنامه اقتصادي و تحولاتي كه در عرصه اقتصادي كشور در اين سالها رخ داده است, نگاه مهندس موسوي به مقوله اقتصاد تكامل يافته و امروزي باشد، البته ترديدي هم نيست كه رجحان عدالت اجتماعي و حمايت از اقشار محروم و متوسط جامعه كه از بن مايه‌‏هاي فكري اوست، هيچ گاه از انديشه مهندس موسوي كنار گذاشته نخواهد شد. رويكردي كه پيوسته مردم ما از آن خاطره اي مثبت در اذهان خود دارند و انگيزه اقبال مردم به اوست. عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در واكنش به اين مطلب كه؛ برخي‌‏ها عزلت طولاني و حاشيه نشيني مديد موسوي و بيم فقدان اطلاعات كافي و امروزي وي درباره مسائل و نيازهاي كشور را, دليلي بر نامناسب بودن اين گزينه مي دانند، گفت: اولاٌ؛ مهندس موسوي هيچ گاه به كلي از شرايط عمومي و مسائل كشور به دور نبوده و با عضويت و مشاركت در مجامع مختلف و مشاوره براي بزرگان نظام در جريان اداره كشور و سياست گذاري ها و تصميم هاي كلان آن بوده است و ثانياٌ؛ شخصيت علمي, دانشگاهي موسوي پيوسته از او انساني جستجوگر, پژوهشگر و عالم ساخته است كه فراخور هوش و فراست خود, تحولات كشور و دنيا را دنبال كند و به تعبيري عقب ماندگي نداشته باشد.

بالا



ايسنا

ايلنا



|

Tuesday, August 10, 2004


انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت مدرس درباره‌ي انتخابات رياست جمهوري با صدور بيانيه‌اي، حمايت خود را از مهندس موسوي اعلام كرد.
در اين بيانيه با بيان اين عقيده كه اكثريت اعضاي مجلس هفتم در شرايط غيررقابتي و نه عادلانه به وكالت رسيدند، آمده است: بنابراين شگفت نيست اگر در چنين شرايطي سخن گفتن و موضع گرفتن درباره‌ي انتخابات رياست جمهوري علاوه بر پيچيدگي و دشواري به شدت ابهام‌آميز و بحث‌برانگيز نيز باشد و دقيقا در همين بزنگاه تاريخي است كه ميزان صداقت، شجاعت و دورانديشي نيروهاي ياسي و فرهنگي سنجيده مي‌شود.
در بخشي ديگر از اين بيانيه آمده است: چنان‌چه بنا باشد انتخابات رياست جمهوري آينده به هر دليل و با هر توجيه و تحت فشارهاي پيدا و نهان هر جريان و نهادي به يك انتصابات با نتيجه‌اي از پيش معلوم بدل شود و صرفا نمايشي از تظاهر به ميزان دانستن راي و نظر مردم باشد با همه‌ي اهميتي كه مشاركت در راي‌گيري براي تقويت دموكراسي و دفاع از حقوق اساسي ملت به‌خصوص حق تعيين سرنوشت دارد از حضور در آن معذور بوده و راي خود را زينت يك جمهوري اسمي نخواهيم كرد كه قواعد جمهوريت را چونان پوستيني بر پيكر يك اليگارشي بي‌اعتنا و بي‌اعتماد به مردم پوشانده است.
در عين حال اين بيانيه تاكيد كرده است: با اين همه اين نكته را از نظر دور نمي‌كنيم كه انتخابات مظهر دموكراسي و جمهوريت است و هيچ شخص يا جريان دموكرات و جمهوري‌خواه نمي‌تواند جز در شرايط اضطرار كه راي دادن مستلزم مفسده‌اي بزرگ‌تر است به تحريم انتخابات بپردازد يا مردم را از حضور منع يا مأيوس سازد. شايد اين فقره به‌ويژه در عصر اصلاحات و شكل‌گيري تجربه‌ي نوين از مبارزات پارلمانتاريستي دموكراتيك بيش از همه مطلوب انحصارطلبان بي‌بهره از راي مردم بوده كه لانه‌ي عنكبوتي قدرت و ثروت نامشروع خود را از دم مسيحايي راي مردم بربادديده و مي‌خواهند اكثريت عظيم را به انفعال بكشاند و سرنوشت ايشان را به دستي اقليت ناچيز بسپارند. از اين رو اگر شرايط را چنان ببينيم كه به‌رغم تداوم قانون‌شكني‌ها و اعمال محدوديت‌ها بر مبناي خرد جمعي، حداقلي از رقابت براي استمرار جنبش دموكراسي‌خواهي مردم ايران موجود است و يكي از نامزدهاي مورد اعتماد آزادي‌خواهان با تعهد به وفاداري بر مباني دموكراسي و حقوق بشر تحت فشار افكار عمومي امكان حضور در صحنه‌ي انتخابات را خواهد داشت، با حفظ مواضع اصولي خود و صرفا در جهت دفاع از حقوق مردم در انتخابات شركت جسته و مردم را نيز به حضور در اين عرصه ترغيب خواهيم كرد و در ميدان مبارزه براي تقويت دموكراسي و تثبيت آن با شيوه‌هاي واقع‌بينانه و عيني از سرزنش اصحاب يمين و شمال نمي‌هراسيم.اين انجمن اسلامي دانشجويان مي‌افزايد: اين روزها به وضوح شاهد ناخوشايندي و غيض و غضب غير قابل كتمان سردمداران و تريبون‌هاي راست افراطي از مطرح شدن نام نامزدهاي مورد اعتماد مردم و مورد وفاق جريانات سياسي آزادي‌خواه و اصلاح‌طلب هستيم. انحصارطلبان اسب چموش قدرت‌طلبي افسارگسيخته را براي تاخت و تاز در ميدان بي‌رقيب انتخابات رياست جمهوري آينده زين كرده‌اند بدان اميد كه با ايجاد تفرقه ميان نيروهاي آزادي‌خواه و اصلاح‌طلب از يك سو و گسترش يأس و انفعال و بدبيني در ميان مردم از سوي ديگر كابوس تكرار شكست سنگين و غيرمنتظره‌اي چون دوم خرداد 76 را از خود و قدرت و ثروت نامشروع خود و اعوان و اذناب خود دور كنند و با اعمال فشارها و تهديدهاي آشكار و علني بر نامزدهايي كه بخت بالايي براي كسب آراي اكثريت مردم دارند آنها را بي پرداخت هزينه‌ي ردصلاحيت غيرقانوني از عرصه‌ي رقابت حذف كند و تنها با يك يا چند حريف هماهنگ و ضعيف نمايش رقابت دهند و نامزد مطلوب خود را بي‌حضور جدي مردم بر صحنه بياورند. لذا براي خنثي كردن اين ترفند چاره‌اي نيست جز آن‌كه همه‌ي نيروهاي دموكراسي‌خواه و طرفدار تؤامان بودن جمهوريت و اسلاميت نظام با درك و تحليل درست و واقع‌بينانه از شرايط تاريخي كنوني و با شجاعت و صداقت و لحاظ منافع مردم و مصالح كشور از انفعال و تفرقه بپرهيزند و با كنشگري و ابتكار عمل به صورت هماهنگ و متحد رويكردي منطقي نسبت به انتخابات رياست جمهوري اتخاذ كنند و هوشيار باشند كه اقتدارگرايان در ايران قصد كرده آخرين نهاد باقي مانده از قدرت سياسي را نيز به مثابه‌ي زائده‌اي فرو ببلعند و بساط اصلاح و اصلاحات را در كشور برچينند و هزينه‌ي آن را نيز از كيسه‌ي تهي از مشروعيت خود بپردازد و چهره‌ي خويش را عريان و بي‌نقاب به افكار عمومي مردمان ايران و جهان بنمايانند. بنابراين لازم است بحث و گفت‌وگو در ايران در ميان همه‌ي نيروهاي آزادي‌خواه كه به تداوم جنبش دموكراتيك مردم ايران مي‌انديشند تا نيل به اجماع و وفاق حداكثري بر سر مصداق‌ها و خط مشي‌ها ادامه يابد و افسون اقتدارگرايان براي كسب قدرت يكدست و بي‌مهار باطل شود.
اين تشكل در ادامه‌ي بيانيه‌ي خود سپس آورده است: در سوي ديگر اين همنوازي بدآواز اما با كمال تاسف و تاثر يك جريان كاملا دموكراسي‌خواهانه وجود دارد كه با طرح مطالبات حداكثري ذهن‌گرايانه و بي‌توجه به ظرفيت‌هاي موجود در جامعه‌ي ايراني و بي‌توجه به وزن و تاثيرگذاري خود و با ابراز خصلت‌هاي تماميت‌خواهانه و غيرمداراجويانه پيشاپيش بر طبل عدم حضور در انتخابات مي‌كوبد و به جاي تقبيح استبدادگرايان نوك پيكان حملات خود را متوجه اصلاح‌طلبان مي‌كند و آنها را براي آماده شدن مشروط براي شركت در انتخابات آتي مؤاخذه و محاكمه مي‌كند. اين جريان در خوشبينانه‌ترين حالت در يك همزماني ناخودآگاه با استبدادگرايان آب به آسياب آنان مي‌ريزد و با چپ‌روي كودكانه فرصت‌هاي تاريخي ملي را براي گسترش و تعميق گام به گام و تدريجي دموكراسي مي‌سوزاند بي آن‌كه به اين نكته توجه كند كه در برابر اين همه منفي‌بافي و گفتمان سلبي چه چيزي ايجاب و ارايه مي‌كند و براي مشكلات و مسايل ملي چه راه‌حلي را پيشنهاد مي‌كند؟ ما خود انتقادات بسيار به اصلاح‌طلبان حكومتي و غيرحكومتي داريم اما به ظرفيت‌ها و امكانات جامعه‌ي ايراني و موانع تاريخي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي بر سر راه تحقق دموكراسي مي‌انديشيم و نيز بيش از ديگران به سنجش گذشته خود مي‌پردازيم و با محاكمه‌ي ديگران خود را تبرئه نمي‌كنيم. ما از فرصت‌سوزي‌ها و نگاه مقطعي و تنگ‌نظري‌هاي بسياري از اصلاح‌طلبان حكومتي دلي پرخون و سينه‌اي پردرد داريم اما براي به نمايش گذاشتن درجه‌ي دموكراسي‌خواهي بي‌هزينه‌ي خود تيغ تيز اجحاف بر روي آنان نمي‌كشيم و افتاده را پاي نمي‌زنيم. براي ما توجه به آينده‌ي جنبش مهم‌تر از انتقام‌جويي از ديگران است ضمن آن‌كه از خاطر نمي‌بريم اگر خود نيز مي‌خواستيم اين راه نرفته را براي نخستين بار بپيماييم مي‌بايست تاوان سنگيني براي فقدان تجربه‌ي مبارزات پارلمانتاريستي در شرايط ويژه‌ي جامعه‌ي ايراني با لايه‌هاي آشكار و پنهان كانون‌هاي قدرت و ثروت بپردازيم. گذشته از اين‌كه معلوم نيست اين پارساپيشگان عرصه‌ي سياست كه اصلاح‌طلبان را از حضور در عرصه منع مي‌كنند چه تعريفي از دموكراسي و سياست مدرن جز تلاش مسالمت‌آميز و قانوني براي كسب قدرت دارند؟ در هر صورت ما منتظريم اين گرايش چنان‌چه صداقت سياسي دارد به جاي سوار شدن بر موج احساسات و نان خوردن از انبان بي‌كفايتي ديگران خود راهبرد و راهكاري ارايه كند كه در محضر عقل سياسي دليلي محكمه‌پسند براي كنار كشيدن پيش از موعد از عرصه‌ي مبارزات اصلاح‌طلبان به شمار آيد هرچند مجددا تاكيد مي‌كنيم ما خود نيز اگر شرايط برگزاري يك انتخابات آزاد فراهم نباشد با صداي بلند از حضور در آن اجتناب خواهيم كرد و راي خويش را كه مظهر انتخاب آگاهانه‌ي ماست ارزان در كيسه‌ي هر شخصي و جرياني نخواهيم ريخت.در بند پاياني اين بيانيه تصريح شده است: با توجه به آن‌چه طي هفته‌هاي اخير در فضاي سياسي ايران درباره‌ي انتخابات آتي مطرح شده و با در نظر گرفتن حسن شهرت و سابقه‌ي آقاي مهندس ميرحسين موسوي و لحاظ اجماع قابل قبول نيروهاي اصلاح‌طلب در مورد حمايت از وي در صورت پذيرش اين دعوت‌ها و تصميم به نامزدي در رقابت انتخابات رياست جمهوري آينده ما ضمن حفظ مواضع حداكثري خود و تاكيد درازمدت بر آنها به جهت اتحاد نيروهاي ضداستبداد براي جلوگيري از ويران شدن دستاوردهاي جنبش دموكراتيك و يكدست شدن قدرت سياسي كه مي‌تواند آسيب‌هاي جبران‌ناپذير به روند دموكراتيزاسيون و حتي استقلال و تماميت سرزميني و وحدت ملي بزند ضمن اعلام حمايت از آقاي ميرحسين موسوي از ايشان درخواست اكيد مي‌كنيم كه در شرايط فعلي مسووليت خطير خويش را در پاسخ به اعتماد و محبت مردم از ياد نبرند و با پذيرش اين دعوت عام يك بار ديگر سنگربان دفاع از مردم در برابر تهاجمات نيروهاي ضدمردمي باشند و اگر روزگاري پيش از اين عدالت اجتماعي را در مقابله با تماميت‌خواهان پاس داشتند امروز بايد از گوهر گرانبهاي آزادي كه همزاد جدايي‌ناپذير عدالت، برابري و برادري است در مقابل همان طالبان قدرت و ثروت بي‌حد و حصر و بي حساب و كتاب دفاع كنند. ما معتقديم در برابر وجدان نسل امروز و نسل‌هاي آينده هيچ توجيهي نه از سوي مهندس موسوي و نه از سوي هيچ‌كس ديگر پذيرفته نيست و از همين رو اميدواريم كه ايشان از پذيرفتن اين سترگ بر شانه توانمند خود سر باز نخواهند زد و متقابلا ملت شريف ايران نيز ايثار و از خودگذشتگي ايشان را هرگز فراموش نخواهند كرد هم‌چنان‌كه پيش از اين نيز نكرده است و خاطره‌ي دولت محبوب و مردمي ايشان در ايام جنگ هشت ساله از ذهن‌ها پاك نشده است. انجمن اسلامي دانشجويان مواضع تفصيلي خود را در اطلاعيه‌ها و بيانيه‌هاي بعدي و ملت شريف و دانشجويان عزيز خواهد رساند، با اميد به گشايش افق‌هاي روشن‌تر روياروي مردم شريف و آزادي‌خواه ايران.



ايسنا-20 مرداد
بالا


|

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با اشاره به جلسه‌ي دو‌شنبه شب شوراي سياسي سازمان متبوعش گفت: در اين جلسه‌، سازمان انتخابات آينده را مهم و سرنوشت‌ساز ارزيابي كرد و تحولات و روند اوضاع داخلي و خارجي، طي سال‌هاي گذشته را در نتيجه‌ي انتخابات مجلس هفتم ، دستاورد حضور تعيين كننده‌ي اقتدارگرايان در مراكز نظارتي و تصميم‌گير دانست.
محسن آرمين در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، « تشديد روند توقيف مطبوعات، دستگيري‌هاي خياباني، فيلترينگ سايت‌هاي اينترنتي، محدودكردن آزادي‌هاي سياسي ـ اجتماعي در عرصه‌ي داخلي از يك سو، تشديد بحران فعاليت هسته‌يي ايران به طوري كه احتمال ارجاع پرونده‌ي ايران به سازمان ملل افزايش يافته، تيرگي روابط ايران و اروپا كه طي دوره‌ي پس از 2 خرداد بي‌سابقه بوده، اعمال فشار و جلوگيري از عقد سه قرارداد مهم و متضمن منافع ملي با تركيه، تنش و تيرگي روابط با كشور همسايه يعني عراق، علي‌رغم سرمايه‌گذاري‌هاي سنگين ديپلماتيك و در نتيجه حادثه‌ي مشكوك ربوده شدن ديپلمات ايراني» را از آثار انتخابات مجلس هفتم و دستاورد بي‌تدبيري‌ها و ندانم‌كاري‌ها و اقدامات غيرمسوولانه با رويكردهاي شعاري اقتدارگرايان به مسايل داخلي و خارجي طي ماه‌هاي گذشته دانست.
وي با بيان اين كه چنين وضعيتي را پيش‌بيني مي‌كرديم، ادامه داد: اما تصور ما بر اين بود كه اقتدارگرايان، حداقل تا انتخابات رياست جمهوري آينده و براي جلب اعتماد و آراي مردم از خود خويشتن‌داري و عقلانيت به خرج دهند و پس از قبضه‌ي قدرت، ديدگاه‌ها و تمايلات استبداد‌طلبانه، ماجراجويانه و غير واقع‌بينانه خود را آشكار خواهند كرد، اما ظاهرا اين تمايلات چنان شديد است كه جلوگيري از بروز آن حتي در كوتاه مدت ممكن نيست.
وي وضعيت كشور را پس از آن چه كه “تصرف احتمالي رياست جمهوري توسط اقتدارگرايان” مي‌خواند، اسف‌بار توصيف كرد و گفت: از اين رو سازمان، انتخابات رياست جمهوري آينده را از اين جهت كه نتيجه آن نقش تعيين كننده‌اي در استقلال و تماميت ارضي و تداوم يا نابودي آرمان‌ها و آرزوهاي ملت دارد،‌ بسيار مهم و حياتي ارزيابي مي‌كند و معتقد است كه سكوت، كناره‌گيري از انتخابات و خالي كردن ميدان به نفع اقتدارگرايان به معناي كمك به حاكميت استبداد، درگير شدن با جهان و از دست رفتن استقلال و تماميت ارضي كشور است.
وي افزود: برخي تصور مي‌كنند كه الگوي اقتدارگرايان، الگوي چيني يعني محدود كردن فضاي سياسي و باز كردن فضاي اجتماعي و رشد و توسعه اقتصادي چشم‌گير است، اما اتفاقات چند ماهه‌ي اخير و نيز اظهارات و اقدامات اقتدارگرايان طي اين مدت به روشني نشان مي‌دهد كه اقتدارگرايان، نه استعداد و ظرفيت پيگيري الگوي چيني را دارند و نه اعتقادي به آن. اگر چنين بود، به عنوان يك نمونه، با اعمال فشار و سر دادن شعارهاي بي‌محتوا، امكان‌هاي ارزشمندي كه همگي متضمن منافع ملت و كشور، در عرصه‌ي اقتصادي بود؛ از بين نمي‌بردند.
به گفته‌ي وي الگوي ايده‌آل اقتدارگرايان، كره شمالي است يعني يك ملت خاموش، مطيع، با راديوي يك موج كه تاوان ذهنيت‌هاي بسته و اقدامات كارگزاران خود را با فقر و رنج و سختي بايد بدهد.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ادامه داد: بر اساس چنين تحليلي، سازمان معتقد است كه كليه‌ي احزاب و گروه‌ها و فعالان سياسي معتقد به آزادي و سربلندي كشور ‌بايد در انتخابات آتي حضوري فعال داشته باشند و با حضور خود،‌ برگزاري يك انتخابات آزاد و رقابتي را بر جريان اقتدارگرا تحميل كنند و آن‌ها را ناگزير از تن دادن به چنين انتخاباتي گردانند.
وي گفت: هدف اصلي از حضور در چنين انتخاباتي، جلوگيري از حاكميت استبداد و ممانعت به عمل آوردن از برگزاري يك انتخابات نمايشي است تا بدين وسيله امكان پيگيري اهداف و آرمان‌هاي انقلاب و مطالبات ملت، در‌ آينده تضمين شود.
وي ادامه داد: براي تحقق چنين هدفي، حضور احزاب و فعالان سياسي و تمامي كساني كه در خود صلاحيت كانديداتوري رياست جمهوري را مي‌بينند، بسيار مهم و ضروري است و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از كليه‌ي فعالان سياسي دعوت مي‌كند تا در انتخابات سرنوشت‌ساز آينده حضور داشته باشند.
وي اين حضور فعال را مشروط به برگزاري انتخاباتي رقابتي و آزاد دانست و گفت: تمامي تلاش‌ها بايد منوط به برگزاري چنين انتخاباتي باشد.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تصريح كرد: در صورت ناكام ماندن اين تلاش‌ها بايد قطعا اين حضور فعال و پرتحرك به عدم مشاركت پرتحرك تبديل شود. بر اين اساس قطعا در انتخابات آينده، ما با يكي از دو وضعيت محتمل مواجه خواهيم بود. يا تلاش اصلاح‌طلبان و دلسوزان كشور براي برگزاري يك انتخابات آزاد و رقابتي و قانوني به نتيجه مي‌رسد كه در اين صورت مي‌توان مطمئن بود كه آينده كشور، نظام و ملت كاملا تضمين شده است و يا انتخاباتي نمايشي، غير رقابتي و غير قانوني برگزار مي‌شود كه در اين صورت واكنش جامعه و فعالان سياسي به اين انتخابات بايد واكنشي متناسب و فراگير باشد.
آرمين با اشاره به انتخابات رياست جمهوري تاكيد كرد كه سازمان متبوعش همچنان كه پيش از اين اعلام كرده است و با توجه به اجماع گروه‌هاي دوم خرداد بر كانديداتوري مهندس موسوي، هنوز مهندس موسوي را مناسب‌ترين كانديداي اصلاح‌طلبان براي انتخابات آتي مي‌داند
وي تاكيد كرد: تا زماني كه مذاكره با ايشان (مهندس موسوي) ادامه دارد، ضرورتي به معرفي كانديداي ديگري نمي‌بيند و هرگونه بحثي در مورد كانديداي ديگر منوط به روشن شدن نتيجه مذاكره با آقاي موسوي است.

ايسنا-20 مرداد

بالا



|

تحليل سايت جمهورى خواهى

اکنون انتخابات رياست جمهوری موضوع بحث جدی تمامی محافل اصلاح طلب شده است. گويا اين آخرین سنگری است که گرچه هنوز به نوعی در اختیار آقایان مانده ولی نگران از دست دادن آن هستند. اينکه اين سنگر چگونه و به چه منظور بايد حفظ گردد، موضوع اين مطلب است.
روشن است که حضور يک رئيس جمهور دمکرات و اصلاح طلب به مراتب بهتر از یک رئيس جمهور ديکتاتور و قدرت مدار است. حتی در ديکتاتوری ترين اشکال و ساختارهای حکومتی حضور افراد بهتر در مقامات اجرايی حداقل ميزان خسارات وارده به جامعه را کمتر نموده و گاه شرايط لازم را براي عبور جامعه به آينده ای بهتر فراهم مي آورد. اما آيا کاندیداهای مورد نظر اصلاح طلبان تا آنجا که تاکنون از آنها به صراحت يا در پرده سخن به ميان مي آيد، توانايي مقابله با گرايش قدرتمند محافظه کاران را با توجه به ساختار اقتدارگراي نظام جمهوری اسلامی دارند، آیا آنها با توجه به تجربه گذشته زندگی سياسی خود و مواضع و مسئوليت هاي آنها در نظام اسلامی مي توانند ادامه پروژه اصلاحات باشند و به تدارکاتچی محافظه کاران مبدل نگردند؟
کانديداهای اصلاح طلبان چه کسانی هستند، بر فرض عبور از صافي شورای نگهبان و بدست آوردن آراء لازم چه خواهند کرد، چه گونه است که شوراي نگهبان و در واقع گرايش اقتدارگراي حاکمیت هنوز اشتياقي به مباحث انتخابات به شدتي که اصلاح طلبان را متوجه خود نموده است نشان نمي دهند. آيا به هرحال نتيجه انتخابات جدای از آنکه چه کسي برنده آن است به نفع اقتدارگرايان نيست؟
اصلاح طلبان به دنبال فرد يا افرادي مي گردند که از صافي شوراي نگهبان امکان عبور داشته باشند. به همین منظور است که خود قبل از دعوت از کانديداتوري افراد و حمايت از آنها، خود به جاي شوراي نگهبان مي نشینند و صلاحيت افراد را در خلوت خود به نمايندگي از طرف شوراي نگهبان بررسی می کنند و در صورت رد صلاحيت از ليست خود حذف می کنند. آنها به خوبي آگاهند شوراي نگهباني که در انتخابات مجلس هفتم به حذف نامزدهای نمايندگی از تهران گرفته تا شهرستان هاي کوچک با چه دقت و وسواس و تنگ نظري عمل نمود، اکنون که به کانديداتوري رياست جمهوري کشور که حداقل به طور رسمي رياست قوه مجريه را دارد چگونه عمل خواهند کرد. همين نگراني و همان معيارهاي گزينشي است که از آن هاشمي رفسنجاني و سيد حسين موسوي را در ليست باقي مي گذارد چرا که ديگران يا قبلا رد صلاحيت شده اند يا که اصلا شانسی براي آنها نيست. گرچه چند تاي ديگري هم هستند. آقاي کروبي نيز از آن دسته است. ولي کروبي و امثال او تجربه انتخابات مجلس هفتم را دارند، شانس خود را قبلا آزموده اند و خطاست که دوباره خود را سکه يک پول کنند. گر چه هنوز بخش هايي از اصلاح طلبان به ايشان نيز دخيل بسته اند.
اما برگرديم به کانديداهاي اصلي که حداقل در شوراي نگهبان دوم خردادي ها رد صلاحيت نشده اند. مسلما اولين کانديد آقاي هاشمي رفسنجانی بود: سردار سازندگي، رئيس مجلس مصلحت نظام، آغازگر حرکت اصلاح طلبانه که وقتي او را با دیگران مقايسه کردند، البته نه با "ژان ژاک روسو و منتسکيو و ..."*، بلکه به قول صادق زیبا کلام " با هم صنفان خودش یک سر و گردن از آنها برتر و بالاتر مي ايستد، ايشان زمانه خودشان را درک کرده اند."* و به اين نتيجه رسيدند که "حضور ايشان براي بقا و استمرار جريان اصلاح طلب از نان شب هم واجب تر است."*
گرچه تفاوت ايشان با آقاي خاتمي در اين است که "هاشمي يک مدرنيست غير دمکرات و خاتمي يک مدرن دمکرات بود."**
ولی خوب، حالا که محافظه کاران سنتي در صدد کسب کامل قدرت حاکمه هستند، چه بهتر که يک مدرنيست غير دمکرات رابه مقابله با آنها فرستاد. هاشمي هم از صافي شوراي نگهبان عبور مي کند، و هم توان مقابله با گرايش اقتدارگرا را دارد و مانعي است در مقابل يکدست شدن حاکميت سياسي و قدرت يگانه محافظه کاران. پس بي جهت نيست که آقاي محمد سلامتي، دبير کل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از ايشان حمايت مي کند و خانم فاطمه حقيقت جو، عضو برجسته حزب مشارکت، در آستانه برگزاري هفتمين کنگره اين حزب، عدم مخالفت مجموعه دوم خرداد را در صورت کانديداتوري هاشمي به صراحت و به گونه اي تشويق کننده اعلام مي دارد.
آقاي هاشمي البته خود هشيار تر از آن است که در اين ميدان وارد شود. ايشان در همان مقامت رياست مجلس مصلحت نظام، عضويت در شوراي عالي دفاع، عضويت در مجلس خبرگان، و ساير محافل آشکار و پنهان قدرت نه تنها تمايلي به ايفاي نقش در مقام يک تدارکاتچي را ندارد که خود سالهاست که زيرکانه بخشي از اصلاح طلبان را به عنوان تدارکاتچی حفظ اعتبار و موقعيت خود به کار گرفته است تا آنجا که برخي حضور ايشان را براي بقا و استمرار جريان اصلاح طلب، از نان شب هم واجب تر مي دانند.
بازگشت اصلاح طلبان به دوران "سردار سازندگي" و حمايت ايشان از به ميدان آمدن دوباره آقاي هاشمي در زماني است که آقاي هاشمي خود به عنوان يکي از قدرتمندترين عناصر بازي قدرت در کشور، نه تنها هيچگاه به کمک رفع بحران و حمايت از اصلاحات نيامد، که خود در مجمع تشخيص مصلحت که ايشان رياست آن را به عهده داشته و دارد، هيچ تلاشي در جهت حل مشکل مجلس ششم و شوراي نگهبان در رابطه با لوايح مصوبه مجلس نکرده و در ايجاد بن بست اصلاحات نقش اساسي ايفا نمود. نکند اصلاح طلبان امروز به اين نتيجه رسيده اند که بي مهري آنها در رابطه با انتخابات مجلس ششم و نهايتا حذف يا عدم حضور آقاي هاشمي در مجلس ششم موجب آن گرديد که سردار سازندگي آنها را تنبيه نموده و به آنها هشدار داد که اصلاحات و سازندگي بدون حضور سردار سازندگي ميسر نيست و بن بست آفريد. و اينک سردار بخشيده است و اصلاح طلبان با حمايت از ايشان در انتخابات رياست جمهوري، جبران مافات مي کنند. به هرحال، آنچه حائز اهميت است اين است که آيا سردار سازندگی ادامه پروژه اصلاحات است، آيا «يک مدرنيت غير دمکرات» قرار است پروژه اصلاحي «مدرن دمکرات» را دنبال کند؟
تفاوت اساسی محافظه کاران آبادگر با هاشمي در چيست؟ دمکراسي و مردمسالاري از نگاه هاشمي و عملکرد ايشان که خود به اندازه کافي سياسي بوده و احتياجي به مشاوره با ديگران ندارد، چه معنايي دارد؟
مهندس ميرحسين موسوي کانديد ديگري است که به لحاظ خدمات ايشان در طول هشت سال نخست وزيري به ويژه ارادت ايشان به امام و ارادت امام به ايشان به عنوان «فرد مکتبي» که مظهر وحدت حوزه و دانشگاه و روحانيت و متخصصين مکتبي و دانشگاهي بود، از جانب گروه هاي دوم خرداد به ابتکار جامعه روحانيون مبارز به صحنه دعوت مي شود. ديدگاه ها و نظرات امروز مهندس موسوي حداقل به روشني طرح نشده اند. اما خاطره تاريخي کشور ما از هشت سال دوران نخست وزيري ايشان در زمان رياست جمهوري آقاي خامنه اي، رهبر کنوني نظام، نه از مدرنيت جامي گرفت و نه از دمکراسي کامي. متاسفانه آنچه از آن دوران به يادگار ماند و خواهد ماند، سرکوب دگر انديشان، کشتار دسته جمعي زندانيان سياسي، مهاجرتهاي بي رويه متخصصين و سرمايه هاي ملي و انديشمندان کشور و نظامي کردن فضاي جامعه با و يا بي بهانه جنگ بود. شخصيت فردي ايشان و سلامت و صداقت ايشان امري است که به جای خود براي آنها که از نزديک ايشان را مي شناسند، احترام فردي آفريده ولي در حوزه سياست، يادگارهاي آن دوران نه پيام آور دمکراسي و توسعه در سياست بود و نه شکوفايي و توسعه اقتصاد. گرچه ايشان، به قول آيت الله خميني، يار مستعضفين بوده است و محبوب رهبر.
سکوت طولاني مهندس موسوي و عدم حضور فعال ايشان در صحنه سياست روز کشور، باعث گرديده است که نقطه نظرات ايشان در عرصه هاي مختلف سياست و اقتصاد، دمکراسي و اصلاحات اجتماعي و روند تحول جامعه و برنامه هاي احتمالي ايشان براي آينده جامعه از نظرها پنهان بماند. گرچه ايشان هميشه در مقام مشاوره بوده است، از مشاورت سياسي رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني گرفته تا مشاور عالي آقاي خاتمي و عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي عالي انقلاب فرهنگي. اما کمتر صراحتا نظر خود را بيان داشته است. پرسش اينجاست که آيا ايشان قادر خواهد بود با توجه به خاطرات و تجربيات گذشته دوران نخست وزيري و دوران انفعال کنوني در سياست، در اين وضعيت کنوني با توجه به حضور پررنگ و تهاجمي جناح محافظه کار و ياس مردم و در هم ريختگي اصلاح طلبان، سکان کشتي اصلاحات را بدست گرفته و جريان اصلاحات را به پيش ببرد؟مطمئنا مهندس موسوي نيز تصميم ندارد که تدارکاتچی باشد، تجربه آن را در دوران آيت الله خميني داشته است که حتي به ايشان اجازه نداد که از مقام خود استعفا دهد و به قول برخي از دوستان ايشان، آقاي موسوي در نهايت تاسف شاهد و مجري سياست هايي بود که يادآور سياه ترين روزهاي تاريخ کشور ماست.





سايت جمهورى خواهان

بالا



|

عضو شورای مرکزی مجمع روحانيون مبارز گفت: ما انتظار نداريم که ميرحسين موسوی به اين زودی حضور در انتخابات رياست جمهوری آينده را بپذيرد.

اسداله کيان ارثی روز سه شنبه در گفتگو با خبرنگار سياسی مهر، افزود: کسانی که انتظار نيامدن موسوی را دارند نيز نبايد انتظار داشته باشند که موسوی به اين زودی انصراف خود را از حضور در انتخابات رياست جمهوری اعلام کند. وی خاطرنشان کرد: در ابتدای کار به اين مهمی انتظار پذيرفتن و يا نپذيرفتن انتظاری بسيار سطحی است و طبيعی است که بررسی ها، گفتگوها و سنجيدن ابعاد مختلف مساله نياز به زمان دارد. کيان ارثی تاکيد کرد: اين مساله کار سنگينی است که نياز به بررسی دقيق تری دارد اما اميدواريم آنچه خير ملت، کشور و نظام است پيش آيد. عضو شورای مرکزی مجمع روحانيون مبارز با تاکيد بر اينکه مجمع روحانيون مبارز قصد ندارد به اظهارنظرها و مسائلی که مطرح می شود پاسخ دهد، گفت: برخی بدشان نمی آيد که دعوای مطبوعاتی راه بيفتد تا اوضاع برای اقدامی مناسب آماده نشود. ما اينگونه حرکات را همراهی نمی کنيم.





مهر -20 مرداد 1383

بالا



|

Sunday, August 08, 2004


دبير كل نهضت آزادي ايران ، گفت : شوراي نگهبان براي گرم‌‏كردن تنور رقابت در انتخابات رياست جمهوري ، مهندس موسوي را رد صلاحيت نخواهد كرد . ابراهيم يزدي در گفت‌‏وگو با خبر نگار سياسي" ايلنا" با تاكيد بر ارائه برنامه از سوي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري ، گفت‌‏ : رئيس جمهور بايد ابتدا برنامه‌‏هاي خود را ارايه دهد و الويت‌‏هاي خود را در اين برنامه مشخص نمايد و بگويد كه چگونه مي‌‏خواهد آنها را اجرايي نمايد .وي در خصوص احتمال كانديداتوري مهندس موسوي در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، مدعي شد : ممكن است شوراي نگهبان ايشان را رد صلاحيت كند ، اما اگر بخواهند تنور رقابت انتخابات را گرم كنند و ايشان را تائيد ‌‏كنند ، مطمئنا نمي‌‏گذارند وي رأي ببياورد و انتخاب شود .وي افزود : به جهت سابقه‌‏اي كه آقاي موسوي دارد ، نمي‌‏تواند بيشتر از خاتمي با جريان راست كنار بيايد .يزدي تصريح كرد : جرياني مي‌‏خواهد ، سيستم يكپارچه در حاكميت ايجاد كند ، اصلاح طلبان بايد راهكار ديگري را به‌‏پيش ببرند . ما هم ديگر نمي‌‏توانيم مردم را قانع كنيم كه اصلاحات در چارچوب اين سيستم امكان پذير است .




دبير انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌‏ها ، گفت : براي شركت در انتخابات رياست جمهوري پيش‌‏شرط‌‏هايي داريم .ما براي شركت در انتخابات اعلام آمادگي مي‌‏كنيم و اين تا زماني است كه امكان حضور كانديداها مختلف در عرصه رقابت فراهم شود و قضاياي مجلس هفتم دوباره تكرار نگردد .به گزارش خبرنگار سياسي "ايلنا" ، محسن رهامي پس از اتمام جلسه صبح امروز كنگره سالانه انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌‏ها در جمع خبرنگاران در خصوص موضوعات مورد بحث قرار گرفته در اين جلسه ، گفت : در جلسه صبح امروز در خصوص انتخابات رياست جمهوري ، بررسي علل عمده عدم مشاركت مردم در انتخابات مجلس هفتم و چگونگي رفع اين موانع به بحث و بررسي پرداختيم .وي افزود : افراد شركت‌‏كننده در كنگره معتقد بودند كه اين بدبيني به دليل برخورد و ردصلاحيت كانديداهاي مورد اقبال مردم بود كه موجب شد مجلس با آرا كم و پشتوانه كم مردمي تشكيل شود و آنها تاكيد داشتند كه بايد با مسوولين در اين خصوص صحبت نماييم كه اگر اين موانع رفع نشود ، اميد حضور گسترده مردم در انتخابات رياست جمهوري وجود نخواهد داشت .دبير انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌‏ها با اشاره به اين موضوع كه در مورد دغدغه‌‏هاي ميرحسين موسوي كه موجب شده در انتخابات رياست جمهوري حضور نيابد ، مباحثي مطرح شد ، افزود : دغدغه‌‏هاي ايشان ؛ شرايط كشور ، برخوردها و عدم رعايت قواعد سياسي از طرف جناح تماميت و قدرت‌‏طلب بود كه بايد كاري كرد كه شرائط حضور براي ايشان فراهم شود . رهامي تاكيد كرد : ما در صورتي كه ايشان قبول كنند در دانشگاه‌‏ها و استان‌‏ها براي ايشان فعاليت خواهيم كرد . وي با اشاره به اين كه اگر رئيس‌‏جمهور آينده با آراي بالا دولت تشكيل ندهد ، خطرات زيادي ايران را تهديد خواهد كرد ، تصريح كرد : خطراتي كه از ناحيه آمريكا و ديگر كشورها ما را تهديد مي‌‏كند ، مطمئنا از حالت بالقوه به حالت بالفعل درخواهد آمد كه مهندس موسوي مي‌‏تواند كشور را از اين خطرات نجات دهد ، زيرا اقبال عمومي نسبت به ايشان زياد است و احتمال حضور گسترده مردم در انتخابات مجلس با حضور ايشان وجود دارد .دبير انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌‏ها با طرح اين مطلب كه " مهندس موسوي بايد به عنوان تكليف شرعي وارد صحنه انتخابات شود و ما هم سعي مي‌‏كنيم شرايط حضور ايشان را فراهم كنيم" ، اظهار داشت : در صورت نيامدن موسوي زمينه حضور مردم در شهرستان ها فراهم نخواهد شد و ما با اقبال عمومي مواجه نخواهيم شد .وي ضمن اشاره به اين موضوع كه هيچ يك از كانديداهايي كه در عرصه عمومي مطرح هستند ، مانند ميرحسين موسوي مقبوليت ندارند ، گفت : در حال حاضر هم وزن موسوي براي كانديداتوري وجود ندارد و ما هم آلترناتيوي مطرح نخواهيم كرد .وي با اشاره به اين مطلب كه سه جريان متفاوت از حضور ميرحسين موسوي در انتخابات حمايت مي‌‏كنند ، گفت : اولين جريان ؛ كساني هستند كه با اعتقاد از ايشان حمايت مي‌‏كند و از ديدگاه‌‏هاي سياسي ، فكري ، اقتصادي و سياست خارجي ايشان آگاهي كامل دارند . گروه دوم ؛ كساني هستند كه به خط مشي ايشان انتقاد دارند ، ولي اعتقاد دارند كه در اين شرايط فقط مي‌‏شود بر روي ايشان به اجماع رسيد .رهامي ادامه داد : جريان سوم وابسته به هيچ جرياني نيستند ، بلكه ايشان را به عنوان نخست‌‏وزير مطلوب كه مورد حمايت امام مورد قبول دارند .وي با اشاره به اين موضوع كه موسوي تاكنون جواب قطعي نداده است ، گفت : ما جز اولين كساني بوديم كه از ايشان قبل از عيد به طور رسمي براي شركت در انتخابات رياست جمهوري دعوت كرديم و در ديداري هم كه ديروز با ايشان داشتيم ، ايشان جواب قطعي براي حضور يا عدم حضور ندادند .وي در پايان تصريح كرد : موسوي ممكن است بسياري از خواسته‌‏هاي ما را تامين نكند ، اما فضا براي تنفس جريان هاي سياسي فراهم خواهد شد.



خبرگزاري كار ايران
بالا


|

دبير كل جبهه‌ي مشاركت اسلامي، مهندس ميرحسين موسوي را « گزينه‌ي اول جبهه‌ي دوم خرداد» دانست و گفت:« ما مطمئن هستيم مهندس موسوي كه اهل منطق و استدلال هستند با توجه به همه‌ي استدلال‌ها، تصميم نهايي خود را خواهند گرفت و با توجه به تعهد ايشان به كشور و مردم شانه از زير بار اين مسووليت خالي نخواهند كرد.»
به گزارش ايسنا ، محمد رضا خاتمي در گفت‌وگويي كه نسخه‌اي از آن از سوي جبهه مشاركت براي خبرگزاري دانشجويان ايران ارسال شده است، افزود:« مي‌دانيم پذيرش اين امر برايشان(مهندس موسوي) چقدر مشكل است.»
وي اظهارداشت:« در اين فرصت مناسب است كه به علت اصلي كه موسوي را مردد مي‌كند بپردازيم و آن اينكه واقعا رييس جمهور در نظامي كه آقايان محافظه‌كار تعريف مي‌كنند چه جايگاهي دارد؟ آيا نماينده‌ي جمهور هست؟ آيا مي‌تواند برنامه‌هاي اعلامي خود را پيش ببرد؟ يا بايد يك تداركچي باشد؟ به نظرم آقايان چنان تفسير سويي از جايگاه نهادهاي منتخب از جمله رييس جمهور ارايه داده‌اند كه نه فقط موسوي بلكه آدم‌هاي درجه‌ي پنجم و ششم اصلاحات هم حاضر نخواهند بود شان خود را در حد تداركاتچي دستگاه‌هاي ديگر پايين آورند. »
خاتمي افزود:« به نظرم اگر همه‌ي جناح اصلاحات و جبهه‌ي دوم خرداد بتوانند جايگاه درست رييس جمهوري را تبيين كنند و همه هم بر سر اين تفسير بايستند و به كمتر از آن راضي نشوند، موسوي حتما قبول خواهد كرد.»
دبير كل جبهه‌ي مشاركت اسلامي،تاكيد كرد:« مطمئن هستم همه‌ي نيروهاي دوم خرداد در حمايت از موسوي صادق هستند و هيچ حالت آلترناتيوي براي دعوت خود قائل نيستند و هيچ كانديدايي جز موسوي ندارند و ملاقات‌هاي مختلف از جمله كروبي با موسوي براي ترغيب ايشان بوده است كه نتيجه‌ي آن هم قابل توجه است.»
خاتمي در ادامه گفت:« جناح راست برنامه‌ي مشخصي دارد و آن برگزاري انتخابات بي‌خطر براي كانديداي آنهاست. اين وضعيت دو حالت بايد داشته باشد، يكي اينكه حتي آدم‌هاي اصلي جناح اصلاحات در برابر كانديداي آنها نباشد. ديگر اينكه مشاركت مردم بالا نباشد چون در اين صورت حتي در غياب چهره‌هاي اصلاحات اطمينان ندارند كانديداي اصلي آنها از صندوق بيرون آيد. پس هم بايد با برخوردهاي خود چهره‌هاي اصلي اصلاحات را از صحنه بيرون كنند و هم انتخابات را سرد نگهدارند. بنابراين با هر تحولي در اين زمينه مخالف هستند.»
وي گفت:« انتخاب يك كانديدا از سوي يك حزب يا جناح از مدت‌ها قبل، امري عادي در مردم‌سالاري است مگر اينكه آقايان بخواهند بگويند « مردم‌سالاري ديني حرام است» آنها مي‌دانند هر چه فضا گرم‌تر شود، به سود آنها نيست. پس انجماد و سردي و بي‌تحركي جامعه در ذات آقايان نهفته است و با هر حركتي، پويايي و نشاطي مخالف هستند. اما در مورد كانديداي هموزن آقاي موسوي، ما از آنكه جناح‌ها و احزاب و گروه‌ها قوي‌ترين آدم‌هاي خود را وارد اين صحنه كنند، استقبال مي‌كنيم. لازمه تحقق اين امر، حل مساله ردصلاحيت‌هاست و چون آقايان از ردصلاحيت‌ها دفاع مي‌كنند، به معني اين است كه نه تنها هم وزن آقاي موسوي بلكه هم وزن كانديداهاي رده چندم جناح اصلاحات را هم ندارند.»
خاتمي با بيان اينكه «اثبات فعاليت‌هاي مثبت و پايه‌اي اقتصادي توسط دولت كاري خيلي مشكل نيست» گفت:« منتهي بناي جناح راست و از جمله رسانه ملي سياه نشان دادن همه چيز است.»
وي در بخش ديگري از اين گفت‌وگو اظهار داشت:« بناي آقايان بر اين بوده است كه پس از تصرف مجلس و برگزاري انتخابات توسط دولت و شركت بخشي از اصلاح‌طلبان در باغ سبز نشان دهند. اما ظاهرا خيلي پايبند قول‌هاي خود نيستند. الان دو نظر در ميان آنهاست. يكي كه كمي عاقلانه‌تر مي‌انديشد و فكر مي‌كند لازم است چهره ظاهرا ملايم‌تري بايد از جناح راست نشان دهد و به ترتيبي زندانيان سياسي را آزاد كند و ديگري اينكه فكر مي‌كند حالا كه مسلط شده‌اند بايد زهر چشم بگيرند و جامعه را بترسانند و به خصوص فعالين سياسي را پرده‌نشين كنند. علت تضاد در برخوردها اين است كه گاهي قدرت اين و گاهي قدرت آن مي‌چربد.»

بالا



|

Saturday, August 07, 2004


فارس: مهدى كروبى دبيركل مجمع روحانيون مبارز در سفرى به قم با برخى شخصيت هاى سياسى و علماى دينى ديدار و درباره مسائل سياسى و انتخاباتى گفت وگو كرد. كروبى در سفر به قم و در ديدار با علماى دينى و شخصيت هاى سياسى در خصوص مسائل سياسى روز و نيز كانديداتورى ميرحسين موسوى مذاكراتى را انجام داده است. گفته مى شود كروبى در اين سفر و در ديدار با برخى از شخصيت هاى دينى، خواستار حمايت آنها از كانديداتورى مير حسين موسوى شده است. دبيركل مجمع روحانيون مبارز در اين سفر همچنين با اعضاى برخى تشكل هاى سياسى در قم ديدار داشته است.
17 مرداد
بالا


|

Friday, August 06, 2004


***Mir Hosein Mousavi***
حجت‌الاسلام والمسلمين «محتشمي‌پور» با تاكيد بر اجماع نظر جبهه‌ي دوم خرداد بر كانديداتوري مهندس ميرحسين موسوي در نهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري گفت: كانديداي مورد اتفاق همه‌ي گروههاي دوم خردادي با توجه به شناختي كه همگان نسبت به توانايي، قدرت مديريتي، انديشه‌ي والا و نوگراي اين شخصيت منحصر به فرد داشته‌اند، آقاي ميرحسين موسوي است.به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، وي كه در مراسم دومين سالگرد انتشار «تابان» در قزوين سخن مي گفت، افزود: در جلسات متعدد، بحث و بررسي صورت گرفت و در نهايت ايشان از سوي اكثريت قريب به اتفاق احزاب اصلاح‌طلب دعوت به پذيرش كانديداتوري شدند و مذاكرات و مباحثات همچنان ادامه دارد كه اميدواريم به نتيجه برسد.عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز با توجه به وقايع رخ داده در جريان انتخابات مجلس هفتم گفت: همه مي‌دانند كه پيروزي جريان اقليت مجلس ششم در انتخابات مجلس هفتم چگونه مسجل شد. بسياري از اعضاي اكثريت مجلس ششم حذف شدند و بسياري نيز كنار كشيدند و در نهايت با توجه به عدم حضور ناشي از ياس مردم ، خصوصا جوانان بر سر صندوق‌هاي راي، ديگر اصلاح‌طلبان هم راي لازم را نياوردند.وي افزود: پس از حذف اصلاح‌طلبان بود كه آنها اولين برنامه‌ي بعدي را كه تسخير قوه‌ي مجريه در انتخابات رياست جمهوري سال 1384 بود، اعلام كردند.محتشمي‌پورگفت : با عنايت به تاثيرات حذف اصلاح‌طلبان در جريان انتخابات مجلس هفتم بر جبهه‌ي دوم خرداد و بعد از ضربه‌اي كه به اكثريت مجلس ششم وارد شد، احزاب و گروههاي دوم خردادي به خود آمده و براي اين‌كه در انتخابات رياست جمهوري فعال باشند سعي در معرفي كانديدا كرده‌اند كه ماحصل اجماع كليه‌ي نيروهاي اصلاح‌طلب، معرفي مهندس ميرحسين موسوي بود.وي ادامه داد : معرفي مهندس موسوي از طرف گروههاي خط امام سبب بروز آشفتگي در منتقدان دولت شد و علت اين آشفتگي آن است كه مهندس موسوي چهره‌ي شناخته شده‌ي داخلي و بين‌المللي است و مورد احترام اقشار مختلف اعم از دانشگاهيان، دانشجويان، كارگران و كشاورزان و توده‌ي مردم است.وي افزود: مهندس موسوي انساني است با كوله‌باري غني از تجربيات مديريتي و علمي كه مسايل داخلي و خارجي را در طول 25 سال مورد تجزيه و تحليل دقيق قرار داده و راه‌حل‌هاي مناسبي را انديشيده است.رييس فراكسيون دوم خرداد مجلس ششم درباره‌ي واكنش منتقدان در قبال احتمال حضور مهندس موسوي گفت: آنان از همان روزهاي اول شروع كردند به سمپاشي، توهين و اهانت به اين شخصيت خط امامي كه نمونه‌اش مقاله‌ي يكي از روزنامه هاي عصر است كه در آن هم به مجمع روحانيون مبارز و هم به شخصيت مهندس موسوي اهانت شد.وي در ادامه گفت: اين اهانت‌ها به خاطر اين است كه عزم و اراده‌ي مهندس موسوي را بشكنند، براي اين‌كه مهندس را از پذيرش چنين پيشنهادي منصرف كنند كه اين دو واقعيت را مي‌رساند، يكي ميزان محبوبيت، قدرت و توان بالاي ميرحسين موسوي است و واقعيت ديگر اين است كه براي جريان منتق گويا صلاح و مصلحت انقلاب، نظام و كشور مطرح نيست بلكه آنها به دنبال قدرت و دستيابي به آن به هر وسيله‌ي ممكن هستند، آن هم در شرايطي كه سايه‌اي سنگين به علت تهديدات بيگانگان بر فضاي سياسي خارجي كشور افكنده شده است.محتشمي‌پور ضمن تاكيد دوباره بر ضرورت حضور چهره‌هاي برجسته در عرصه‌ي انتخابات رياست جمهوري، اظهار داشت: اگر رييس‌جمهور آينده فاقد پشتوانه‌ي محكم مردمي باشد چهره‌ي كشور ما در عرصه‌ي بين‌الملل چهره‌اي منزوي خواهد بود. بنابراين بايد تمام سعي و تلاش‌ها براي رفع مشكلاتي باشد كه ممكن است بر سر راه شخصيت‌هاي بزرگ انقلابي و ملي ايجاد شود. در واقع بايد ديد اشكال از كجاست تا آن را برطرف كنيم و من فكر مي‌كنم كه با تدبير شخصيت‌هاي طراز اول و مقام معظم رهبري اين مشكلات برداشته شود تا انسان‌هاي شايسته وارد عرصه شوند نه كساني كه در تجربه‌هاي گذشته‌ي خود شكست خورده‌اند.
ايسنا
بالا


|
Mir Hosein Mousavi

سعيد پورسينا
تكرار طرح مسأله احتمال كانديداتوري مهندس موسوي براي رياست‌جمهوري، پس از گذشت 8 سال، هنوز همان جذابيت‌هاي گذشته را دارد.
تابستان سال 1375،‌ زماني كه طيف چپ، در اوج نااميدي به سر مي‌برد و دچار گسست و پراكندگي غيرقابل‌توصيفي بود، طرح مسأله احتمال كانديداتوري مهندس موسوي ـ كه از اوايل تابستان تا اوايل آذرماه ادامه پيدا كرد ـ توانست انسجام چشمگيري را در اردوگاه چپ ايجاد كند و هرچند كه انصراف رسمي وي از كانديداتوري، يكي از خبرهاي داغ پاييز سال 75 به شمار مي‌رفت، اما طرح كانديداتوري وي، آنچنان اثر محسوسي در اردوگاه چپ باقي گذارد كه با اعلام كانديداتوري ديرهنگام سيدمحمد خاتمي، آمادگي ذهني و رواني مورد نياز در جامعه براي ورود يك چهره ديگر از اردوگاه چپ، آماده شده بود.
تابستان سال 1383 ايران نيز بي‌شباهت به تابستان 1375 نيست، با اين تفاوت كه طرح مسأله احتمال كانديداتوري مهندس موسوي، اندكي سريع‌تر و جدي‌تر انجام مي‌شود. هرچند احتمال تكرار فرجام دوره گذشته و انصراف رسمي مهندس موسوي، جدي‌تر از ديگر گزينه‌ها ارزيابي مي‌شود، اما همين نكته كه پس از گذشت 8 سال، هنوز ذهنيت و آمادگي پذيرش مهندس موسوي، بيش از ديگر كانديداها مطرح است و كليه گزينه‌هاي احتمالي كانديداتوري يك جناح، از به ميدان آمدن مهندس موسوي، دچار تشويش و نگراني مي‌شوند و كانديداهاي جناح ديگر نيز سعي دارند از وجهه و پايگاه اجتماعي وي براي حضور خود در صحنه استفاده كنند، قابل توجه است. اما نكته مهم اين است: چه ويژگي‌هايي در مهندس موسوي نهفته كه زمينه جامعه اين‌گونه براي پذيرش وي مساعد مي‌باشد؟
مروري بر اين ويژگي‌ها، كه مي‌تواند براي دولتمردان قابل توجه باشد، خالي از لطف نيست. البته در مجموع، عملكرد مهندس موسوي طي اين سال‌ها ـ كه تا حدودي گوشه‌گيري را اختيار كرده ـ نمي‌تواند الگوي مناسبي براي مديران دلسوز جمهوري اسلامي باشد و طبيعي است كه هر آن كس ديكته ننويسد، غلط هم نمي‌نويسد، لكن يادآوري ابعادي از ويژگي‌هاي دوران نخست‌وزيري و در حاشيه بودن ايشان، به منزله نقاط روشني كه همراه با ديگر اقدامات، مي‌تواند مثبت باشد، مورد نظر است. البته مهندس موسوي، نخست‌وزير دوران دفاع مقدس و زمان حيات امام راحل(ره) بود و علاقه امام امت به ايشان و حمايت از وي در آن دوران، پشتوانه عظيمي در به دست آوردن محبوبيت به شمار مي‌رفت، لكن در دوران مسؤوليت نخست‌وزيري، ويژگي‌هاي مثبت زير، قابل ذكر است:
1ـ مردمي بودن و ساده‌زيستي، از جمله خصوصياتي بود كه او در زمان نخست‌وزيري، به آن پايبند بود.
2ـ توجه به محرومان، مستضعف‌گرايي و سعي بر توزيع عادلانه امكانات محدود كشور.
3ـ محوريت و اولويت خدمت به مردم و كشور در دوران مسؤوليت و پرهيز از درگيري‌ها و كشمكش‌هاي سياسي.
4ـ به دور بودن از مفاسد، سوءاستفاده و رانت‌خواري خود و مسؤولان زيردستي در زمان نخست‌وزيري ايشان.
5ـ اختصاص اولويت به خواست و نياز مردم كه حتي در شرايط جنگ، نيازهاي اوليه زندگي مردم و محرومان مورد غفلت واقع نمي‌شد.
6ـ كار و تلاش زياد و صادقانه براي پيشبرد اهداف كشور.
و اما ويژگي‌هاي وي پس از پايان دوران مسؤوليت؛
1ـ مهندس موسوي، راه و رسم زندگي يك استاد دانشگاه را برگزيد و همانند ديگر مردم به زندگي عادي خود پرداخت و از آن همه مقبوليت و اعتبار و ارتباطات و تجربه دوران مسؤوليت، در راستاي امور شخصي خود استفاده نكرد.
2ـ در صحنه اختلافات، كشمكش‌ها و جناح‌بندي‌هاي سياسي گروه‌ها و احزاب و جناح‌هاي مختلف‌ وارد نشد و هرچند مشي سياسي خود را داشت اما به گونه‌اي عمل كرد كه تقريبا جناح‌ها نتوانستند از وي به نفع خود سوءاستفاده كنند.
3ـ در تمام اين دوران و تاكنون، به اصول و ارزش‌هاي نظام و انقلاب اسلامي و راه امام(ره) پايبند بوده و به نظام جمهوري اسلامي وفادار باقي ماند.
4ـ در همه اين مدت، از تلاش براي به دست آوردن قدرت و مسؤوليت پرهيز و به مسؤوليت‌هايي كه به او واگذار شد، بسنده كرد.
5ـ بايد گفت، در مواردي كه مهندس موسوي اعلام نظر و موضعگيري كرده، منطبق بر اصول فكري و نظري امام(ره) و نظام جمهوري اسلامي بوده است؛ كه از جمله آنها سخنراني وي در مورد توهم توطئه در شرايط حساس زماني و حمايت از حكم امام(ره) در مورد سلمان رشدي و مخالفت با هضم شدن در اقتصاد سرمايه‌داري و حاكميت اقتصاد كاپيتاليسمي در كشور قابل ذكر است.
آنچه در اين ميان مي‌تواند براي دولتمردان جالب توجه باشد، اين است كه شخصيتي همچون مهندس موسوي كه با همه كناره‌گيري كه از ميدان مسؤوليت و عمل داشته است ـ كه قاعدتا بايد وي را به وادي فراموشي از افكار عمومي بسپارد ـ و هنوز فردي قابل اطمينان و مورد وثوق مردم ارزيابي مي‌شود و بسياري از مردم معتقدند، اگر او مسؤوليت را بپذيرد، مي‌توان به او اعتماد كرد و حاكي از آن است كه عدم اعتماد مردم به خلي از مسؤولان و دولتمردان به دليل اشتباهات و خطاهاي غيرعمدي آنان در صحنه عمل كه پذيرفتني براي هر مسؤولي است،‌ نمي‌باشد، چراكه مهندس موسوي هم در دوران مسؤوليتش بدون خطا و اشتباه نبوده است و اين خطاها دور از چشم مردم هم نبوده بلكه بي‌اعتمادي مردم به يك مسؤول، ناشي از رعايت نكردن پارامترهايي است كه به عنوان ويژگي‌هاي مهندس موسوي نام برده شد، لذا چه خوب است كه دولتمردان هم از زير بار مسؤوليت شانه خالي نكرده و هم آداب اسلامي مقام و مسؤوليت را در نظام اسلامي رعايت كنند، چراكه در اين صورت، هم در درگاه الهي روسفيد خواهند بود و هم در قلوب مردم، محبوب مي‌مانند.

سايت بازتاب

بالا



|

Thursday, August 05, 2004


آقاى محمد قوچانى در سرمقاله هفتم مرداد ماه روزنامه شرق با عنوان «آخرين دايه» مطلبى را درباره نامزدى رياست جمهورى مهندس مير حسين موسوى نگاشته بود، كه لازم دانستم به عنوان يك دانشجوى نسل سومى نقدى را در اين رابطه به رشته تحرير درآورم.۱- اواخر سال ۱۳۷۵ كه سيد محمد خاتمى پا به عرصه انتخابات رياست جمهورى گذاشت، جوانان ايرانى، مشتاق فكرى نو، انديشه اى جديد و حرفى تازه بودند و در آن ميدان تنها كسى كه متفاوت با جو سياسى و اجتماعى و فكرى آن روز، سخن مى گفت و عقيده داشت، همو بود. او از جامعه مدنى مى گفت، از آزادى انديشه و بيان و مطبوعات و احزاب، او بر انديشه ورزى، انتقاد پذيرى، قانون مدارى و از همه مهمتر اصلاحات، تاكيد مى كرد و او بود كه گفتمان رايج را به روشنفكرى دينى و مردمسالارى دينى سوق داد. خاتمى با انديشه هاى ليبراليستى- اسلامى اش، همگام با دنياى جديد مى انديشيد و در همين فضا و زمان زيست مى كرد و براى همين فضا برنامه و راهكار داشت و با شعارهايش آشكار كرد كه فرهنگ و گفتمان جهانى را مى شناسد. وى به نيكى مى دانست و همچنان مى داند كه پيشرفت اقتصاد و سياست از هم جدا نيست و حتى توسعه سياسى را مقدم بر توسعه اقتصادى مى پنداشت.در عين حال خاتمى شخصيتى بود كه به خوبى نشان داده بود در برابر انحصار و انحصار گرايى ايستادگى مى كند و اين مسئله را با استعفاى خويش از وزارت ارشاد، نشان داده بود و البته در ابتداى كار نيز بيش از همه با مخالفت و كارشكنى همان افكار و جريان ها مواجه شد.۲- به هر حال خاتمى با حمايت نخبگان، دانشگاهيان، گروه هاى نوپا و عامه مردم، بيش از ۷ سال است كه رئيس جمهور ايران است، اما با وجود سابقه درخشان، انديشه هاى مدرن و گام هاى بلند و مثبت خاتمى در عرصه رياست جمهورى، امروز به جايى رسيده ايم كه اگر نگوييم خاتمى شكست خورده است، با تصريح و تاكيد ادعا مى كنيم كه او موفق هم نشده.قانون اختيارات رياست جمهورى كه وى به جد در پى تغيير آن بود و به طور كلى، ساختار قانون اساسى فضا را چنان غير قابل تغيير طراحى كرده كه امروزه بسيارى از مردم، ناراضى اند. دانشجويان منتقد و معترض اند، نخبگان و روشنفكران، به ايفاى نقش اصلاح طلبانه خود نمى پردازند، يا در حال پرداخت هزينه ايفاى نقش خويش هستند و يا سكوت پيشه كرده اند. مطبوعات، به عنوان ركن چهارم دموكراسى، يكى پس از ديگرى توقيف شده و يا به خودسانسورى رو آورده اند.۳- به اين مقدمات براى اين پرداختم كه بدانيم يك انديشمند نوگرا و جدى كه همراه سيل خروشان ۲۰ ميليونى مردم و حمايت دانشجويان و مطبوعات و احزاب و همسويى و همكارى مجلسى قوى و اصلاح طلب را داشت، آن چنان كه مورد انتظار جامعه و نخبگان بود، تغييرات اساسى را نتوانست پيگيرى كند و امروز وضع چنان است كه مى بينيم.البته بايد به انتظار بيش از حد جامعه از خاتمى هم اشاره كنيم چرا كه ما هميشه در پى يك قهرمان بوده ايم، خاتمى اگر هم قهرمان ملت ايران بود، در ساختارى نابسامان ظهور كرد كه نتوانست آنچه را بايد انجام دهد. حال با وجود اين تجربه، نام مردى جديد اما قديمى مى آيد: «آخرين دايه!» يعنى مهندس مير حسين موسوى. اولاً بسيارى از راى دهندگان در انتخابات آينده اصلاً دوران نخست وزيرى ايشان را به ياد نمى آورند و حتى كسانى مى توانند در انتخابات آينده شركت كنند كه در آن دوران به دنيا هم نيامده بودند. در يك كلام بايد بگويم نسل سوم، نسل جوان و اكثر دانشجويان امروز ايران، او را نمى شناسند! ما تنها از خدمات و اقدامات ايشان در وضعيتى جنگى شنيده ايم كه البته براى آن روزگار مفيد و مثمر ثمر بوده، حال در شرايط امروز ايران، اگر رويه و نگرش ايشان همان است كه بوده، بهتر است نيايند و اگر تغيير نگرش داده اند چرا هيچ نشانه و تغيير محسوسى مشاهده نمى شود؟۴- مير حسين موسوى ۱۵ سال است كه سكوت پيشه كرده، در دوران ۸ ساله رياست جمهورى هاشمى رفسنجانى با اتفاقات و جريانات و تبعات فراوان آن شاهد سكوت قهر گونه او بوديم و در دوران اصلاحات نيز تداوم اين روند را مشاهده كرده ايم. گفتيم كه خاتمى با اعتراض و انتقاد و سابقه برخورد با انحصار طلبان آمد، اما در بسيارى از بحران ها و وقايع اين چند ساله نتوانست كارى از پيش ببرد! اما موسوى كسى است كه در اين ۱۵ سال و خصوصاً ۷ سال دوران خاتمى، جز معدود و بسيار معدود عكس العمل هايى كه در برابر بحران هاى دوره اصلاحات و نهادينه شدن دموكراسى در ايران، داشته از وى عكس العمل و حمايت يا انتقاد و اعتراض نديده ايم. آيا يك اصلاح طلب واقعى و نخبه سياسى حقيقى در برابر اين همه وقايع و اتفاقات تنها بايد سكوت پيشه كند؟ و چنين فردى با چنين موضع و انفعالى چقدر مى تواند در آينده ايران به ايفاى نقش رهبرى اصلاحات بپردازد؟۵- سوا از وضعيت انفعالى و سكوت دائمى مهندس موسوى در برابر مسائل مختلف، وى اگر هم انتخاب شود، به حتم با رايى بسيار پائين تر از خاتمى روى كار خواهد آمد و البته با مجلسى غير همسو. البته چون جناح مقابل درس هاى لازم را از دوران خاتمى گرفته و نيز رئيس جمهور آينده، پشتيبانى مردمى مانند خاتمى را نخواهد داشت، وجود يك رئيس جمهور ضعيف كه عقيده و توانايى چندانى در اصلاحات اجتماعى و سياسى ندارد، بعد از حركت لاك پشت وار اصلاحى خاتمى، يك عقب گرد به گذشته و انتخابى اشتباه و عبث است كه به نظر مى رسد آموزه ها، تجربه ها، كاركردها و دستاوردهاى دوران اصلاحات را نيز ناديده خواهد گرفت و از بين خواهد برد!۶ _ اشاره كرديم كه خاتمى با فكرى جديد و انديشه اى نو و به روز آمد، با اين اوصاف ميرحسين موسوى چه انديشه و فكر جديدى براى تغيير وضع موجود ايران دارد و چه برنامه و راهكارى براى اين جامعه جوان در حال گذار در سر مى پروراند؟ همگان از علاقه و تمايل وى به چپ گرايى و دولت محورى آگاهند، اما در دنياى جديد و با وضعيت امروز ايران، اين گرايش ها و افكار چه جايگاهى مى تواند داشته باشد؟ امروز به جد ثابت شده كه ليبراليسم فرهنگى و اجتماعى جدا از ليبراليسم اقتصادى نيست. دولت رفاه عامه، خصوصى سازى و آزادى سرمايه و سرمايه دار از يك سو، آزادى نخبگان و احزاب و مطبوعات و فعاليت و كاركرد مثبت انجمن ها و NGOها از سوى ديگر است كه در كشورهاى مختلف، پيشرفت هاى اقتصادى و فرهنگى و سياسى و اجتماعى به دنبال مى آورد.تجربه فروپاشى شوروى، و تغيير سياست چين در انعطاف به ليبراليسم و سرمايه دارى و نيز موفقيت كشورهايى چون كره جنوبى در برابر شكست دولت محورى صرف كشورهايى چون كره شمالى، همگام با پروسه جهانى شدن فرهنگ و اقتصاد، جايى براى افكار دولت محورانه و سوسياليستى نمى گذارد. دنياى جديد اگر هم به نظريه پايان تاريخ فوكوياما معتقد نباشد، به حتم شكلى از سرمايه دارى را حفظ خواهد كرد و هر جامعه و كشورى بخواهد ساز مخالف بزند و از ايفاى نقش در اين جامعه جهانى غافل بماند، از دنيا و پيشرفت هاى آن عقب مانده است.بر اين مبنا، به خوبى روشن است كه تناقضى آشكار و منطقى ميان دولت محورى و مفاهيمى چون حوزه خصوصى، جامعه مدنى، آزادى فعاليت احزاب و مطبوعات و در يك كلمه دموكراسى وجود دارد. آقاى قوچانى! خود و راى دهندگان را فريب ندهيم، همان گونه كه شما بر آن تاكيد داريد، دموكراسى نه در دولت بلكه در جامعه مدنى ايجاد خواهد شد، پس بر اين نكته نيز تصريح بورزيد كه تمايلات چپ گرايانه و دولت محورانه از سوى هر فرد و جناحى باشد، مانع ايجاد حوزه خصوصى آن طور كه لازمه دموكراسى است خواهد شد و دشمن حوزه عمومى و ايجاد فضاى باز احزاب و گروه ها و انجمن ها و افكار است. جامعه مدنى نه در پناه يك دولت بلكه در اقدام يك ملت و جامعه ايجاد خواهد شد. البته نبايد از نقش دولت در پذيرش و تقويت آن غافل ماند، چه خاتمى و دولتش در اين زمينه اقدامات بسيار مثبتى را آغاز كردند، اما در دولتى كه اساس را بر دولت محورى گذاشته و خود تاكيد داريد ليدرش چپگراست و عاشق سينه چاك نهاد دولت و مخالف سرمايه دارى و ليبراليسم، انتظار ايجاد انجمن هاى آزادانه و فعاليت نخبگان و احزاب و مطبوعات، و ايجاد ليبراليسم فرهنگى در كنار ليبراليسم اقتصادى بى معناست و اين طنز روزگار است كه در يك دولت مستحكم و فربه و يك حاكم دولت محور، جامعه مدنى واقعى ظهور يابد! جامعه اى با اقتصاد غيردولتى، فرهنگ غيردولتى و فرديت نهادينه شده!۷ _ بنابراين نياز ايران امروز، ساختارى در راستاى ايجاد جامعه مدنى است و اين راه و رسم اصلاح طلبى نيست كه از چاه به چاله افتيم و چون ديگران از فيلتر نظارتى انتخابات نمى گذرند، رو به آن آوريم كه دورانش گذشته و نمى خواهيم. به نظر مى رسد، تنها انتقادپذيرى نيز شرط كافى براى صلاحيت داشتن يك منتخب، در ايران امروز نباشد! عقيده و عزم جزم براى تغيير نيز شرط لازم است كه در ميرحسين موسوى مشاهده نمى شود چرا كه به رغم توانايى ها و انديشه هاى مثبت ايشان، وى توانايى و اعتقاد به تغييرات اساسى و به روز در ايران را ندارد.۸ _ ميرحسين موسوى آخرين دايه است، البته «آخرين دايه دولت محورى». اما ايران جديد و جامعه جوان و در حال گذار ما آنقدر رشد كرده و آگاهى يافته كه ديگر نيازى به اين دايه نداشته باشد و در دام دولت محورى نيفتد. هر چند وى دايه اى بزرگ باشد كه براى ۲۰سال پيش، در شرايط جنگى و در جامعه نوپاى بعد از انقلاب مفيد بود! ارزش ها و خدمات اين دايه بزرگ فراموش ناشدنى است اما روى كار آمدن دوباره او پس از رشد جامعه، رجعت به گذشته است. ما بيشتر از دهه ،۶۰ جهان و مسير پيشرفت را شناخته ايم. پس بياييم اولاً دنبال قهرمان و دايه نباشيم و اگر هم در پى يك دايه هستيم، دايه اى را انتخاب كنيم كه بعد از خاتمى، دايه دموكراسى خواهى در ايران باشد و اگر راى مى دهيم، تنها به كسى راى دهيم كه ما را در اين مسير پيش برد: در مسير ايجاد جامعه مدنى دموكرات، آزاد و پويا.
* دانشجوى جامعه شناسى
روزنامه ى شرق:
15 مرداد
http://www.sharghnewspaper.com/830515/polit.htm#s94743
بالا


|

مسعود رهبرى: به ميان آمدن نام مهندس موسوى و ترغيب و تشويق او از سوى برخى از گروه هاى اصلاح طلب براى ورود به عرصه رقابت انتخابات رياست جمهورى، گمانه زنى هايى را درباره پيامدهاى حضور وى در كاخ رياست جمهورى دامن زده است. آنچه اين يادداشت قصد پرداختن بدان را دارد، بازگويى دلايل و دغدغه هاى اصلاح طلبان مخالف ورود ميرحسين به عرصه انتخابات و پاسخگويى به آنهاست. اين دلايل و دغدغه ها عموماً موارد ذيل هستند.

۱ _ ميرحسين به لحاظ فكرى نسبت چندانى با گفتمان نوين روشنفكرى ندارد و از اين منظر، حتى به پاى خاتمى هم نمى رسد. دغدغه هاى ميرحسين هنوز هم دغدغه هاى دهه شصت است. اقتصاد دولتى، ضديت با امپرياليسم به ويژه آمريكا و نگاه ايدئولوژيك به روابط بين المللى و سياست خارجى، هنوز ذهن ميرحسين را رها نكرده اند.

بنابراين در عصرى كه گفتمان حاكم بر آن حقوق بشر و دموكراسى است و تنها راه حضور فعال در نظام بين الملل، حركت براساس منافع ملى _ و نه انگاره هاى ايدئولوژيك _ است، رياست جمهورى ميرحسين موسوى نه تنها پيشبردى را در مسير اصلاحات نخواهد داشت، بلكه با عقب گردى تاريخى، دستاوردهاى به دست آمده را نيز بر باد خواهد داد.

۲ _ هفت سال رياست جمهورى خاتمى و چهار سال حضور قاطع اصلاح طلبان در مجلس، نشان داد كه اساساً تا فرآيند انتخابات و حركت پارلمانتاريستى نمى توان اهداف جنبش اصلاحى را محقق كرد. اصلاحات در ساختار فعلى با بن بست مواجه شده است و تغيير افراد در گرهى از كار فروبسته آن وا نخواهد گشود. از اين پس، آرمان هاى اصلاحات را نه با حضور در حاكميت، بلكه در عرصه جامعه مدنى و در بطن اجتماع بايد پى گرفت. نگارنده به دلايل زير با استدلال هاى فوق مخالف است و اعتقاد دارد حضور ميرحسين در كاخ رياست جمهورى هر چند به صورت غيرمستقيم و ناخواسته، در روند حركت اصلاحات تاثيرى مثبت خواهد گذاشت.

۱ _ مهندس موسوى پس از پايان دوران نخست وزيرى اش، كمتر سخن گفته يا نوشته است. زواياى فكرى و تحولاتى كه در اين مدت در ساحت انديشه داشته است، هنوز در پرده ابهام است. بنابراين نمى توان با قاطعيت او را محصور در تفكرات دهه شصت دانست. علاوه بر اين، مهندس موسوى حتى در دهه شصت نيز كارنامه تاريكى ندارد. حافظه تاريخى نخبگان و روشنفكران، چالش عمده اى را با ميرحسين در دوران تصدى اش بر دولت جمهورى اسلامى به ياد ندارد.

در دوران خاموشى ميرحسين نيز، همان تك گزاره هايى كه گاه از جانب او انتشار مى يافت، نشانى از ضديت و حتى مخالفت او با كليت جريان روشنفكرى ندارد. حتى در برخى موارد، چون اطلاق صفت «فله اى» به توقيف مطبوعات و نارضايتى تلويحى از جريان ردصلاحيت ها، همراهى و همدلى خود را با اين جريان نشان داده است. گذشته از اين، آنچه بايد مورد اهتمام و دغدغه اصلاح طلبان باشد، كردار رئيس جمهورى آينده است، نه پندار او. رئيس جمهور روشنفكر، لزوماً رئيس جمهور قاطع و توانمندى نيست. مهدى كروبى هر چند به لحاظ تئوريك فاصله قابل ملاحظه اى با خاتمى دارد، در مقاطعى براى اصلاح طلبان، كاراتر و براتر بوده است. بنابراين آنچه در مورد مهندس موسوى بايد مورد پرسش قرار گيرد، كارايى و برايى اوست، نه ميزان غلظت روشنفكرى اش.

۲ _ خروج مطلق از حاكميت و تمركز فعاليت در عرصه جامعه مدنى منوط به اين است كه اولاً عرصه اى به نام «جامعه مدنى» وجود خارجى داشته باشد و ثانياً امكان حيات اصلاح طلبان در اين عرصه متصور باشد. اگر حاكميت به طور يكدست در دست جريان راست قرار گيرد، هيچ كدام از پيش شرط هاى فوق امكان تحقق ندارد. اقتدارگرايان عرصه اى را دور از اقتدار دولت باقى نخواهند گذاشت كه اصلاح طلبان بتوانند در آن نهادسازى كنند.

۳ _ مهندس موسوى شخصيتى است كه طيف وسيعى از نيروهاى سياسى، از لايه هاى ميانى نيروهاى ملى مذهبى گرفته تا لايه هاى ميانى جناح محافظه كار مى توانند در مورد ايشان به اجماع برسند. نفوذ ميرحسين در لايه هاى اجتماعى نيز چشم گير است. غير از طبقه سرمايه دارى سنتى كه از سياست هاى اقتصادى دولت موسوى واهمه دارد، تقريباً همه طبقات اجتماعى نسبت به مهندس موسوى ديد مثبتى دارند.

مهندس موسوى به دليل آميخته بودن پيشينه اش با جنگ و ارزش هاى حاكم بر آن، حتى در بدنه نيروهاى راست افراطى و برخى نهادهاى نظامى نيز نفوذ دارد و پذيرش و تحمل مهندس موسوى براى اين نيروها راحت تر از خاتمى خواهد بود. فردى كه پشتوانه و نفوذى اين چنينى دارد، در تعامل با اهرم هاى قدرت از موضع برترى برخوردار خواهد بود و اقتدارگرايان را تا حد قابل ملاحظه اى مقهور شخصيت و هيمنه سياسى و اجتماعى خود خواهد كرد. مجلس ، در برابر مهندس موسوى نمى تواند بى پروا به مقابله برخيزد و در برخورد ها نمى توانند با موسوى همان معامله را بكنند كه با خاتمى مى كنند.

۴ _ حضور مهندس موسوى در جايگاه رياست جمهورى، اقتدارگرايان را با بحران هويت مواجه خواهد ساخت. اقتدارگرايان هويت خود را براساس دفاع از اسلام، ارزش هاى انقلاب و فرهنگ جهاد و شهادت تعريف كرده اند و تمام مخالفتشان با دولت خاتمى نيز حول اين مفاهيم سامان يافته است. حضور نخست وزير جنگ و مورد حمايت صريح بنيانگذار جمهورى اسلامى در جايگاه رياست جمهورى، انحصار دفاع از اين ارزش ها را از اقتدارگرايان خواهد ستاند و مهمترين بهانه آنان را در مقابله با اصلاح طلبان از كفشان خارج خواهد ساخت.

اقتدارگرايان در اين شرايط، توان بسيج بدنه اجتماعى خود را نيز عليه مهندس موسوى نخواهند داشت. آنها حتى با شعارهايى چون عدالت اجتماعى، فقرزدايى و مستضعفگرايى نيز نمى توانند در برابر موسوى قد علم كنند، چرا كه موسوى خود سمبل و نسخه اصل همين شعارهاست.

۵ _ وفاق و اجماع اكثريت نيروهاى سياسى و طبقات اجتماعى بر روى مهندس موسوى، ناخودآگاه، از شدت تنش ها و تشنجات عرصه سياست خواهد كاست و فرصتى را براى دولت فراهم خواهد كرد كه در فضايى آرام تر و منطقى تر بتواند سياست هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خويش را پيش براند. يك دوره آرامش هشت ساله، به شرط اينكه نتيجه منطقى وفاق نيروهاى سياسى و اجتماعى باشد، در چاره سازى مشكلات بنيادين كشور بسيار مفيد و كارگشا خواهد بود.
روزنامه ى شرق :
15 مرداد
http://www.sharghnewspaper.com/830515/polit.htm#s94740
بالا

|

Mir Hosein Mosavi
كاريكاتور از شرق

۴ مشكل موسوى

«حميدرضا جلايى پور» عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت و تحليلگر سياسى چهار مشكل اصلى كه به نظر وى عامل ترديدهاى «ميرحسين موسوى» براى حضور در عرصه انتخابات رياست جمهورى است، مورد بررسى قرار داد.وى در مقدمه تحليل خود اظهار داشت: «برخلاف نظراتى كه برخى مطرح مى كنند، من اعتقاد دارم كه موسوى براى كانديداتورى در انتخابات مشكلات اقتصادى و اجتماعى ندارد.

به عبارت دقيق تر، شرايط اجتماعى و اقتصادى كشور به گونه اى است كه خيلى با ۲۵ سال پيش تفاوت دارد و زمينه هاى مساعدى براى كار كردن و پيشبرد توسعه كشور به وجود آمده است. مشكلات و موانع پيش روى موسوى براى نامزدى در انتخابات رياست جمهورى را بايد در عرصه سياست ايران و بين نخبگان و جناح هاى سياسى جست وجو كرد و نه در شرايط اقتصادى و اجتماعى.» وى سپس مشكلات پيش روى موسوى در عرصه سياسى را به چهار دسته تقسيم كرد و آنها را به شرح زير توضيح داد:

۱- حكومت اسلامى در برابر جمهورى اسلامى: ميرحسين موسوى زمانى كه كشور با انواع بحران هاى اقتصادى، اجتماعى و نيز جنگ درگير بود، از «جمهورى اسلامى» دفاع مى كرد. در حالى كه امروز محفاظه كاران از او انتظار دارند كه از «حكومت اسلامى» دفاع كند و از «جمهورى اسلامى» فقط در حد حرف و لفظ بحث كند.

يعنى اينكه موسوى اسم «جمهورى اسلامى» را بياورد ولى عملكردش در چارچوب «حكومت اسلامى» مورد خواست اقتدارگرايان باشد. در حالى كه موسوى ميراث دار جمهورى اسلامى است. او در دوره بحران ها دغدغه سازوكارهاى جمهوريت نظام را داشت. طبيعى است كه چنين شخصيتى براى آنكه زير بار حكومت اسلامى مطلوب محافظه كاران برود، با مشكل روبه روست.

۲- مرزبندى با مدافعان حقوق مردم و دموكراسى: اتفاقاتى در ۸ سال گذشته در كشور افتاده است. در اين سال ها عده اى از افراد نسل اول انقلاب به صحنه آمدند . آنها در اين سال ها بر توسعه سياسى، ابعاد جمهوريت نظام، دموكراسى و اصلاح طلبى تكيه كردند. البته آنها در اين سال ها نتوانستند قوانين را به نفع حقوق شهروندان، انتخابات آزاد و تحقق اهداف جنبش دوم خرداد تغيير دهند و به عبارتى نتوانستند ساختار حقوقى را به نفع جمهوريت نظام تغيير دهند.

با اين حال، اين نيرو ها با مردم صادق بودند و در جامعه گفته مى شود كه اصلاح طلبان خواستند تغييراتى در وضعيت موجود بدهند اما نتوانستند. مشكل موسوى در مقطع كنونى براى تصميم گيرى در مورد نامزدى در انتخابات اين است كه محافظه كاران نه تنها از او انتظار دارند كه به جاى جمهورى اسلامى از حكومت اسلامى دفاع كند، بلكه خواستار آن هستند كه حساب خود را با مدافعان صادق اصلاحات و حقوق مردم جدا كند و همين براى موسوى مشكل ساز است.

۳- تداركاتچى بودن: مير حسين موسوى در زمان امام يك نخست وزير قدرتمند بود و نه يك تداركاتچى. اصلاً تداركاتچى بودن با روحيه موسوى سازگار نيست. در حالى كه محافظه كاران از رئيس جمهور آينده انتظار ميرزابنويسى و تداركاتچى بودن دارند. اين مشكل سوم موسوى است. چرا كه او سابقه يك نخست وزير قدرتمند را دارد و نمى تواند يك تجربه ضعيف اجرايى در رياست جمهورى را داشته باشد.

۴- هزينه و فايده هاى عقلانيت ابزارى: آخرين مشكل موسوى آن است كه به دليل شرايط كشور، با هزينه و فايده هاى معمول نمى تواند براى انتخابات رياست جمهورى تصميم بگيرد. به همين خاطر موسوى به يك چيز احتياج دارد و آن فداكارى است. البته او اين كار را در دهه اول انقلاب هم انجام داد. كار هاى تحقيقى و هنرى خود را كه علاقه شخصى اش بود، كنار گذاشت و به كار سخت و پرمخاطره اجرايى پرداخت. او الان هم بايد خود را آماده فداكارى كند. به بيان علمى تر، چندان نبايد هزينه و فايده كند. به تعبير هابرماسى، او اگر بخواهد از «عقلانيت ابزارى» پيروى كند، منطق هزينه و فايده به او مى گويد كه «آقا، ول كن. نيا.

محافظه كاران كه كل كشور را گرفته اند، بگذار رياست جمهورى را هم بگيرند.» اين در حالى است كه در مقطع كنونى موسوى بايد از «عقلانيت مبتنى بر ارزش» تبعيت كند. عقلانيتى كه مى گويد: «به هر حال كشور را بايد گامى پيش برد. اگر قرار باشد همه منفعل و تسليم تندروها باشند، اين چه ارزش گرايى است؟» در واقع خاتمى هم در سال هاى رياست جمهورى خود از همين عقلانيت پيروى كرده و با وجود آن كه مى توانست در گوشه اى كار فرهنگى كند، به ميدان آمد و از خود مايه گذاشت.

به همين خاطر ضرورى است كه با موسوى در جريان رايزنى ها، بحث هاى مبتنى بر ارزش و فداكارى مطرح شود. چرا كه در فضايى كه كمتر چهره اصلاح طلبى امكان حضور در عرصه انتخابات را دارد، او بايد از موقعيت استثنايى و منحصر به فرد خود استفاده كند و به ميدان آيد تا يك قدم وضع كشور را به پيش ببرد و عرصه را به محافظه كاران وا نگذارد. بالاخره هركس به گونه اى بايد به اين بحران دستاورد پاسخ دهد و حالا نوبت موسوى است. اگر چنين اتفاقى رخ دهد، اين امكان به وجود مى آيد تا او از نقاط روشنى كه هنوز در جامعه وجود دارد، بهره ببرد و بر تاريكى فائق شود.

منبع: رويداد
بالا


|

نرگس ابراهيمى:دوم خرداد سال ۱۳۷۶، تجربه تلخ و گرانبارى براى محافظه كاران بود، تجربه اى كه سال ها وقت، نيرو و بسيارى از داشته هاى آنها را صرف خود كرد تا جناح پيروز در انتخابات سال ۷۶ نتواند پيروزى خود را نهادينه كرده و قدرت كامل را تصاحب كند.هزينه هاى اجراى اين استراتژى طى هشت سال گذشته، محافظه كاران را به اين جمع بندى رساند كه نگذارند آن تجربه دوباره برايشان تكرار شود.تلاش آنها در هشت سال گذشته منجر به كسب قدرت در شوراها و مجلس هفتم شد. نحوه برگزارى انتخابات مجلس هفتم عزم آنها بر جلوگيرى از تكرار آن تجربه تلخ را جزم شده نشان داد. چند هفته سروصداى اصلاح طلبان عليه انتخابات مجلس هفتم بلند شد. ولى اكنون مجلس در دست محافظه كاران است. بعيد است كه جناح محافظه كار در اين استراتژى تعيين شده خود براى انتخابات رياست جمهورى تغييرى ايجاد كند، بى ترديد آنها در آخرين مرحله از هيچ كوششى فروگذار نخواهند كرد.چند روزى است كه بحث حضور ميرحسين موسوى نخست وزير دولت جمهورى اسلامى در ابتداى انقلاب به عنوان كانديداى اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى آينده مطرح است. حضور ميرحسين موسوى مى تواند نقطه اميدى براى اصلاح طلبان در گردآورى آنها حول يك كانديداى مشترك و تجربه اى دوباره در به دست گيرى قدرت باشد، در صورتى كه ميرحسين موسوى بپذيرد وارد صحنه رقابت هاى سياسى شود اين اميد وجود دارد كه او حتى با حداقل آرايى كه كسب مى كند يك بار ديگر طعم پيروزى را به اصلاح طلبان بچشاند. ميرحسين موسوى به خوبى مى داند كه نمى تواند انتظارى شبيه دوم خرداد سال ۷۶ و راى بالاى سيدمحمد خاتمى داشته باشد. با تجربه ۸ سال حضور خاتمى در صحنه قدرت و انفعال سياسى كه در بخش وسيعى از مردم ايجاد شده بعيد است كه دوباره بتوان انگيزه هاى دوم خرداد را در مردم زنده كرد. مردم طى ۸ سال گذشته به تجربه دريافته اند كه ديگر به راحتى به شعارها و برنامه ها دل خوش نكنند. آنها رابطه بين معادلات قدرت و اجراى برنامه ها را شناخته اند. و اما آنچه كه در مورد ميرحسين موسوى مى توان گفت اين است كه او سال ها از صحنه سياسى دور بوده است، كنار كشيدن هاى اوليه وى تصميمى شخصى بوده است اما در سال هاى اخير هر بار كه از او دعوت شده تا به صحنه بازگردد، محافظه كاران تلاش كرده اند تا او را از چنين تصميمى منصرف سازند و هر بار نيز موفق شده اند تا كماكان موسوى را در كنار صحنه نگه دارند. اكنون يك بار ديگر اصلاح طلبان در تلاش راضى كردن او براى ورود به صحنه سياسى هستند. بى ترديد اين بار نيز محافظه كاران تلاش خود را مى كنند تا موسوى تصميم گذشته خود را تغيير ندهد به ويژه آنكه شرايط اصلاح طلبان اكنون نسبت به ۸ سال گذشته در وضعيت مساعد و مناسب ترى قرار ندارد. اگر مهندس موسوى بخواهد به يارى دوستانش بشتابد و اين بار برخلاف گذشته، مصمم به حضور در صحنه رقابت شود، آن وقت نوبت كسانى مى شود تا برنامه هاى خود را براى مقابله با اين رقيب قدرتمند پياده كنند.در صورتى كه منع مهندس موسوى از پاى گذاشتن در ميدان رقابت نتيجه ندهد، مهم ترين برگ برنده اى كه مخالفان در دست دارند احتمال ردصلاحيت مهندس موسوى است، اگرچه هزينه رد صلاحيت مهندس موسوى براى آنها بسيار سنگين است. اما به نظر مى رسد مطمئن ترين و سهل الوصول ترين اهرم آنها ، رد صلاحيت مهندس موسوى است، كارى كه اگرچه به دليل دور بودن موسوى از صحنه سياسى و نداشتن موضع گيرى هاى روز، بسيار دشوار مى نمايد اما آنها نشان داده اند كه اين گونه راه هاى دشوار را به آسانى طى مى كنند. با كاهش شديد تريبون هاى اصلاح طلبان و مردمى كه حساسيت هاى سياسى خود را حداقل در ظاهر از دست داده اند، عبور از اين راه كار چندان دشوار به نظر نمى رسد. آنها حساب مى كنند كه اگر بخواهند از اين اهرم اوليه استفاده نكنند بايد در ادامه راه هزينه هاى بيشترى پرداخت كنند، جمع شدن اصلاح طلبان پشت سر مهندس موسوى، وحدت دوباره جبهه اصلاحات، تلاش آنها براى ترغيب مردم به شركت در انتخابات و دادن راى به مهندس موسوى و از همه بدتر تكرار تجربه دوم خرداد سال ۱۳۷۶، موضوعى است كه نبايد تكرار شود. و اما در جبهه اصلاحات، حساسيت هاى سياسى جناح محافظه كار شناخته شده است و آنها هم مى دانند كه اين جناح چه دغدغه هايى براى كسب قدرت و تكميل حلقه آن در انتخابات رياست جمهورى دارد و بر اين نكته نيز واقفند كه ابزارهاى قدرت رقيب، بسيار تيزتر و كارى تر از آن است كه اصلاح طلبان قادر باشند آنها را از دست يازيدن به اين ابزارها جهت حفظ قدرت بازدارند.لذا اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى در زمينى به بازى سياسى با رقيب مى پردازند كه يك سر آن حداقل ايجاد هزينه هاى سياسى براى رقباى محافظه كار و سر ديگر آن پيروزى حداكثرى بر رقيب است. جناح اصلاح طلب سعى مى كند شرايطى فراهم كند كه جناح مقابل يا نتواند از ابزار قدرت خود به ويژه رد صلاحيت كانديداهاى اصلاح طلب استفاده كند و يا اگر از اين ابزارها استفاده كرد بيشترين هزينه ممكن را بپردازد. در اين استراتژى مهندس ميرحسين موسوى بهترين و كامل ترين گزينه و برگ برنده براى اصلاح طلبان است. او داراى جايگاه مثبت در ذهن نسل اول انقلاب و حتى در بين سنتى هاى محافظه كار است. پشتيبانى هاى بى دريغ امام از وى سابقه مثبتى را در اذهان توده هاى نزديك به جناح محافظه كار نيز ايجاد كرده است. ميرحسين موسوى طى سال ها دورى از صحنه سياست، پرونده اى سفيد و بدون بهانه براى خود ساخته كه كنار گذاشتنش را با مشكل مواجه مى كند. محافظه كاران اگر قصد حذف او را داشته باشند علاوه بر پرداخت هزينه سنگين سياسى در ميان مخالفان، نزد هواداران خود نيز با مشكل مواجه خواهند شد و لذا از ميان تمام گزينه هاى مطرح جبهه اصلاح طلبان براى انتخابات رياست جمهورى، هزينه حذف ميرحسين موسوى بسيار سنگين تر است، در صورت رد صلاحيت موسوى، اصلاح طلبان به حداقل خواسته خود يعنى ايجاد هزينه سياسى براى جناح رقيب دست مى يابند.در شق دوم اگر اصلاح طلبان بتوانند ميرحسين موسوى را از سد نظارت بگذرانند، دستيابى به پيروزى براى آنها چندان دشوار نخواهد بود. زيرا در صورت حضور حداقل ۵۰ درصد مردم در پاى صندوق هاى راى، حداقل ۳۰ درصد آرا به ميرحسين موسوى تعلق خواهد گرفت. اين معادله مى تواند در مورد كمتر از اين تعداد شركت كننده نيز رخ دهد. تنها درصورتى ميرحسين موسوى شكست خورده از صحنه انتخابات كنار مى رود كه تنها شركت كنندگان در انتخابات، پايگاه سنتى محافظه كاران و آراى تشكيلاتى آنها باشد كه بسيار بعيد است. ممكن است محافظه كاران شق هاى ديگرى را نيز در نظر داشته باشند، مثلاً مهندس موسوى را رد صلاحيت نكنند ولى راه هاى رسيدن او به پيروزى را سد نمايند. ايجاد مانع براى انجام تبليغات گسترده، به وجود آوردن وضعيتى كه اصلاح طلبان نتوانند فرصت حضور در رقابت ها را پيدا كنند و يا محدود كردن ابزارهاى فعاليت آنها كه براى جلب نظر افكار عمومى به كار مى گيرند نظير ايجاد مشكل براى ستادهاى انتخاباتى، مطبوعات، برنامه هاى سخنرانى و... رقيب را از صحنه سياسى خارج كنند كه اين راه ها نيز هزينه هاى سياسى خاص خود را براى محافظه كاران خواهد داشت و ممكن است منتج به نتيجه نيز نشود. يكى از دلايل عمده اصرار اصلاح طلبان به حضور در انتخابات، با وجود آگاهى از نحوه برخورد محافظه كاران در استفاده از اهرم هاى قدرت براى راندن آنها از صحنه و دلسردى و بى اعتمادى مردم نسبت به قدرت اصلاح طلبان براى انجام شعارها و برنامه هاى خود، ايجاد زمينه و شرايطى است كه اولاً محافظه كاران به راحتى نتوانند قدرت را به قبضه خود درآورند و ثانياً در صحنه رقابت، رقيب خود را بيش از پيش به مردم شناسانده و پايگاه مردمى و اجتماعى آنها را هرچه بيشتر كاهش دهند.اصلاح طلبان بر اين باورند كه جلوگيرى از يكدستى قدرت، فرصتى براى نفس كشيدن نيروهاى سياسى را فراهم مى آورد، حتى اگر چنين فرصتى در كوتاه مدت باشد. اصلاح طلبان فعلاً به انتخابات رياست جمهورى و نحوه رقابت با رقيب فكر مى كنند. اينكه ميرحسين موسوى در صورت پيروزى و گذر از مرحله دشوار انتخابات مى تواند برنامه هاى اصلاح طلبان را به پيش ببرد يا خير؟ موضوعى است كه بايد در وقت خود مورد بررسى قرار گيرد.
روزنامه ى شرق :
http://www.sharghnewspaper.com/830512/polit.htm#s93024
12 مرداد

بالا

|